: كلام ايشان مبتنى بر همان سوء برداشتى است كه ايشان از كلام صاحب فصول رحمه الله داشتند . درحالىكه صاحب فصول رحمه الله موصليت را وصف تكوينى و قهرى مقدّمه قرار نداده بلكه آن را بهعنوان قيدى در واجب غيرى مطرح كرده است ، مثل طهارت كه بهعنوان قيدى براى صلاة است . لذا بهنظر صاحب فصول رحمه الله آنچه براى مكلّف واجب است ، خصوص « نصب نردبان » نيست بلكه واجب ، نصب نردبانى است كه به دنبال آن ذى المقدّمه آورده شود . لذا اگر يك « نصب نردبان » مجرّد در خارج تحقّق پيدا كرد نمىتوانيم بگوييم : « چنين چيزى واجب بوده است » بلكه بايد منتظر بمانيم ، اگر به دنبال آن « بودن بر پشتبام » تحقّق پيدا كرد ، كشف مىكنيم كه اين نصب نردبان وجوب غيرى داشته است . امّا اگر ايصال - به ارادهء مكلّف - تحقّق پيدا نكرد ، كشف مىكنيم اين نصب نردبان وجوب غيرى نداشته است . پس با توجه به اينكه برداشت مرحوم آخوند از كلام صاحب فصول رحمه الله نادرست بود ، اين جواب مرحوم آخوند هم - كه مبتنى برآن برداشت است - نمىتواند جواب درستى باشد .
جواب دوّم :
مرحوم آخوند مىفرمايد : ما قبول مىكنيم كه غايت و هدف از ارادهء غيريهاى كه متعلّق به مقدّمه مىشود ، نفس توصّل به ذى المقدّمه است ، نه تمكّن از توصّل ، ولى بحث ما در اين است كه اگر در يك موردى مقدّمه تحقّق پيدا كرد ولى غايت برآن مترتّب نشد و علت عدم ترتّب غايت هم چيزى بود كه ارتباطى به مقدّمه ندارد ، آيا لازمهء اينكه « وجوب غيرى مقدّمه براى توصّل است » اين است كه چنين مقدّمهاى وجوب غيرى خود را از دست بدهد ؟ در اينجا كه مقدّمه با تمام خصوصياتش تحقّق پيدا كرده و عدم حصول غايت منشأ ديگرى داشته است ، چرا مقدّمه مطلوبيت غيرى