خودش قرار دهد ، در اين صورت وجدان حكم مىكند كه « نصب نردبان » نمىتواند جداى از « بودن بر پشتبام » مطلوبيتى براى مولا داشته باشد ، بلكه وجودش در اين صورت ، از نظر مولا مانند حجر در جنب انسان است و فايدهاى برآن مترتّب نيست .
پاسخ مرحوم آخوند از دليل صاحب فصول رحمه الله :
مرحوم آخوند از اين كلام صاحب فصول رحمه الله دو جواب دادهاند :
جواب اوّل :
اين جواب ، مبتنى بر همان برداشتى است كه ايشان از كلام صاحب فصول رحمه الله داشتند . همانطور كه قبلًا گفتيم ، ايشان مراد از مقدّمهء موصله در كلام صاحب فصول رحمه الله را مقدّمهاى دانستند كه اثر تكوينىاش ، ايصال به ذى المقدّمه باشد ، بههمينجهت فرمودند : « چنين چيزى اختصاص دارد به مجموع علت تامّه - نه اجزائش - آنهم در خصوص واجبات توليديه و تسبيبيه كه با تحقق علت تامّه ، ذى المقدّمه بهصورت قهرى بر مقدّمه مترتّب مىشود و حتى ارادهء مكلّف هم نمىتواند نقشى داشته باشد » . مرحوم آخوند با توجه به مطلب فوق بر صاحب فصول رحمه الله اشكال كرده و مىفرمايد :
« ايصال نمىتواند بهعنوان غرض از مقدّمه مطرح باشد ، بلكه غرض از مقدّمه عبارت از اين است كه انسان با وجود مقدّمه ، متمكّن از وصول به ذى المقدّمه باشد و اين تمكّن در مورد هر مقدّمهاى وجود دارد ، حتى در جايى كه به دنبال نصب نردبان ، بودن بر پشتبام هم تحقّق پيدا نكند . در اينجا مقدّمه اثر خود را دارد ، يعنى مكلّف با وجود آن مىتواند به ذى المقدّمه دستيابى پيدا كند . و اگر نصب نردبان وجود نداشت ، تحقّق بودن بر پشتبام محال عادى بود » . « 1 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 187 و 188