بنابراين خود « نصب نردبان » گاهى موصل و گاهى غير موصل است و اگر ما بخواهيم موصليت را آنگونه كه مرحوم آخوند معنا كردند ، بدانيم ، « نصب نردبان » هيچگاه موصل به « بودن بر پشتبام » نخواهد بود ، زيرا بعد از « نصب نردبان » بايد ارادهء « بودن بر پشتبام » بيايد و به دنبال آن خود « بودن بر پشتبام » تحقق پيدا كند .
اشكال دوّم مرحوم آخوند بر صاحب فصول رحمه الله :
اگر مكلّف مقدّمهاى را در خارج انجام داد ، ولى هنوز ذى المقدّمه تحقق پيدا نكرده است ، آيا وجوب غيرى متعلّق به مقدّمه ساقط شده است يا بايد به انتظار آينده باشيم ؟
بديهى است كه به انتظار آينده بودن معنا ندارد . در نتيجه بايد گفت : « تكليف به وجوب غيرى ساقط شده است » . آنوقت از صاحب فصول رحمه الله سؤال مىشود : علت سقوط وجوب غيرى چيست ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : براى سقوط هر تكليف سه راه وجود دارد : 1 - اطاعت آن تكليف . 2 - عصيان تكليف . اگر تكليف در وقت مقرّر خودش انجام نگرفت ، ديگر نمىتواند باقى باشد ، مگر اينكه داراى قضا باشد كه قضا هم تكليف جديد و مستقلّى است . 3 - از بين رفتن موضوع تكليف . مثلًا تجهيز ميّت مسلمان ، واجب كفائى است .
حال اگر فرض كنيم قبل از تجهيز يا در اثناء آن ، سيل يا درندهاى بيايد و جنازه را با خود ببرد ، بهگونهاى كه قابل برگشت نباشد ، در اينجا تكليف ساقط مىشود ولى سقوط آن به اعتبار ارتفاع موضوع تكليف است نه به اعتبار اطاعت و عصيان . مرحوم آخوند پس از بيان اين مطلب ، گويا از صاحب فصول رحمه الله سؤال مىكند : در اينجا كه مكلّف ، نصب نردبان كرده ولى ذى المقدّمه هنوز تحقق پيدا نكرده ، آيا علت سقوط وجوب غيرى ، كداميك از اين عناوين سهگانه است ؟ روشن است كه در اينجا عصيانى تحقق پيدا نكرده است . موضوع تكليف هم از بين نرفته است . اينگونه نيست كه مثلًا نردبان شكسته شده باشد يا پشت بام خراب شده باشد . پس شما