همان « ذى المقدّمه » است . آيا ذى المقدّمه ، موصل به چه چيزى مىتواند باشد ؟ در اينجا دو احتمال مطرح است : احتمال اوّل : اين است كه ما « موصَل اليه » را در تمامى مقدّمات ، خود ذى المقدّمه بدانيم يعنى همانطور كه « نصب نردبان » ايصال به « بودن بر پشتبام » دارد ، در مقدّمهء مقدّمه هم « بودن بر پشتبام » ايصال به « بودن بر پشتبام » دارد . اين احتمالْ معقول نيست كه چيزى عنوان موصليت به خودش داشته باشد و موصِل و موصَل اليه شىء واحدى باشند . احتمال دوّم : اين است كه گفته شود : موصليت در مورد « نصب نردبان » ، در ارتباط با « بودن بر پشتبام » است امّا موصليت « مقدّمهء مقدّمه » در ارتباط با مقدّمهء اوّل است .
بهعبارت ديگر : مقدّمهء مقدّمه ، موصل به مقدّمه است ، يعنى « بودن بر پشتبام » موصل به « نصب نردبان » است . اين احتمال هم ممتنع است ، زيرا شما اگر بگوييد : « مقدّمهء مقدّمه - يعنى خود ذى المقدّمه - به ذات مقدّمهء اوّل - يعنى نصب نردبان - موصليت دارد » . ما مىگوييم : چنين چيزى درست نيست ، زيرا « بودن بر پشتبام » نمىتواند موصل به هر « نصب نردبان » ى باشد بلكه بايد موصل براى « نصب نردبان موصل » باشد ، چون اگر قيد ايصال به همراه « نصب نردبان » نبود ، ما از ابتدا مقدّميت « نصب نردبان » را براى « بودن بر پشتبام » قبول نمىكرديم . در نتيجه « بودن بر پشتبام » مقدّمهء موصله براى آن « نصب نردبان » مىشود كه موصل به همين « بودن بر پشتبام » است . و موصِل و موصَل اليه ، با يك واسطه اتحاد پيدا مىكنند و خود شىء ، موصل به نفس خودش مىشود . چنين چيزى محال است . موصليت شىء به نفس خودش محال است خواه بدون واسطه باشد يا باواسطه . در نتيجه ، بنا بر مبناى صاحب فصول رحمه الله - كه قائل به مقدّمهء موصله است - وجوب غيرى نمىتواند به سراغ ذى المقدّمه بيايد . بهعبارت ديگر : صاحب فصول رحمه الله ذى المقدّمه را واجب غيرى نمىداند بلكه معتقد است وجوب غيرى در مورد مقدّمهء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 544
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٤٤