تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
علت آن اين است كه « بودن بر پشت‌بام » به‌عنوان مقدّمهء مقدّمه است . « 1 » در نتيجه در ما نحن فيه ، هم وجوب نفسى و هم وجوب غيرى به « بودن بر پشت‌بام » تعلّق گرفته است و در چنين مواردى ، هيچ‌كس نمىتواند قائل به جواز اجتماع شود ، هرچند ما در صلاة در دار غصبى ، اجتماع امر و نهى را جايز بدانيم . آنجا تعدّد عنوان مطرح بود ولى در اينجا تعدّد متعلّق حكم مطرح نيست . پس خلاصهء بيان مستشكل اين مىشود كه قول به مقدّمهء موصله مستلزم اجتماع وجوب نفسى و وجوب غيرى بر نفس عنوان ذى المقدّمه است و چنين چيزى محال است . پاسخ راه سوّم : ما قبول مىكنيم كه « بودن بر پشت‌بام » متوقّف بر « نصب نردبان » است و « نصب نردبان » بر « بودن بر پشت‌بام » توقّفى ندارد امّا « نصب نردبان موصل » متوقّف بر « بودن بر پشت‌بام » است همچنين قبول مىكنيم كه بنا بر مبناى صاحب فصول رحمه الله « نصب نردبان موصل » وجوب غيرى دارد . امّا بحث در اينجاست كه وقتى « نصب نردبان موصل » بر « بودن بر پشت‌بام » توقّف پيدا كرد - و به‌عبارت ديگر : « ذى المقدّمه ، عنوان مقدّمهء مقدّمه پيدا كرد » - چه چيزى وجوب پيدا مىكند ؟ روشن است كه اينجا متعلّق وجوب غيرى ، نفس ذى المقدّمه نيست ، زيرا اين خلاف مبناى صاحب فصول رحمه الله است . صاحب فصول رحمه الله مىگويد : « مقدّمه ، وقتى وجوب غيرى پيدا مىكند كه عنوان ايصال را به همراه داشته باشد » . بنا بر مبناى صاحب فصول رحمه الله نه تنها مقدّمه بايد موصله باشد بلكه « مقدّمهء مقدّمه » هم بايد موصله باشد تا وجوب غيرى پيدا كند . درحالىكه « مقدّمهء مقدّمه »
هامش
( 1 ) - مرحوم آخوند در اوايل بحث مقدّمهء واجب فرمودند : كسى خيال نكند كه وجوب غيرى به نفس عنوان مقدّمه تعلّق گرفته است بلكه وجوب غيرى به « نصب نردبان » تعلّق گرفته است ولى علت وجوب آن عبارت از مسألهء مقدّميت است . پس حيثيت مقدّميت ، به‌عنوان حيثيت تعليلى مطرح است نه اينكه خودش متعلّق حكم باشد . پس همان‌طور كه « نصب نردبان » وجوب غيرى دارد ، اگر « بودن بر پشت‌بام » هم به‌عنوان مقدّمهء مقدّمه ، وجوب غيرى پيدا كند ، خود « بودن بر پشت‌بام » وجوب غيرى دارد نه عنوان مقدّمهء مقدّمه .