تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
احتمال دوّم : قيد ايصال ، شرطيت براى وجوب غيرى مقدّمه نداشته باشد ، بلكه قيد براى واجب غيرى است . به‌عبارت ديگر : ايصال ، مدخليت در متعلّق و مادّه دارد نه در هيئت و وجوب غيرى ، همان‌طور كه در « صلّ مع الطهارة » قيد طهارت ، مدخليت در مأمور به و متعلَّق دارد . فرق بين اين دو احتمال ، همان فرق ميان شرط وجوب و شرط واجب است . شرط وجوب ، لزوم تحصيل ندارد . اگر خودبخود تحقق پيدا كرد ، وجوب مشروط به آن شرط محقق خواهد شد . امّا شرط واجب - همانند خود واجب - لازم التحصيل است . مثلًا استطاعت - نسبت به حج - شرط وجوب است و لزوم تحصيل ندارد ولى طهارت - نسبت به نماز - شرط واجب است و تحصيل آن لازم است . در نتيجه اگر موصليت در كلام صاحب فصول رحمه الله به‌عنوان قيد براى وجوب غيرى مقدّمى باشد ، تحصيل موصليت لازم نيست ، بلكه چنانچه خودبخود حاصل شود ، وجوب مقدّمى تحقق پيدا مىكند . امّا اگر موصليت قيد براى متعلّق و مأمور به باشد ، در اينجا همان‌طور كه تحصيل خود مقدّمه لزوم دارد ، تحصيل قيد ايصال هم لازم است . احتمال اوّل - كه ما مسألهء ايصال را به‌صورت شرط وجوب مطرح كنيم - ازنظر مقام ثبوت داراى استحاله‌اى روشن است كه ديگر نوبت به مقام اثبات نمىرسد . در مورد كيفيت استحاله گفته شده است : همان‌طور كه در قضاياى شرطيه ، هميشه رتبهء شرط تقدّم بر جزاء دارد ، در ما نحن فيه اگر بخواهيم اين ضابطهء كلّى را پياده كنيم بايد بگوييم : « تجب المقدّمة إن كانت موصلة » ، يعنى اگر در مورد مقدّمه عنوان ايصال تحقق پيدا كرد ، مقدّمه وجوب پيدا مىكند . حال با توجه به اينكه ما گفتيم : « مقصود از ايصال ، واقعيت و خارجيت ايصال است نه قصد ايصال » مقدّمه ، زمانى موصله مىشود كه در خارج تحقق پيدا كرده و به دنبال آن ذى المقدّمه هم تحقق پيدا كند . وقتى مقدّمه و ذى المقدّمه تحقق پيدا كرد ، تازه شما مىخواهيد بگوييد : « مقدّمه ، واجب مىشود » ، زيرا در اينجا مسألهء كشف مطرح نيست بلكه مسألهء قضيهء شرطيه - شبيه استطاعت و حج - است . وجوب حج به دنبال تحقق استطاعت است نه