تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
تصميمى را نداشته ، نوعى تجرّى كرده است . هرچند بالاخره ذى المقدّمه را انجام داده و عصيانى نسبت به تكليف نفسى نداشته است . امّا نسبت به تكليف مقدّمى و وجوب غيرى مخالفت كرده است ، زيرا هدف او از ورود به ملك غير ، حفظ نفس محترمه نبوده است . پس درحقيقت ، مقدّمه خالى از قصد توصّل بوده و به‌همين‌جهت وجوب غيرى پيدا نكرده است لذا حرمت نفسى اوّلى آن به قوّت خود باقى است و نسبت به مقدّمه ، نوعى تجرّى كرده است . در نتيجه در اينجا ثمرهء مهمى بين قول مشهور و قول شيخ انصارى رحمه الله مطرح مىشود ، زيرا بنا بر كلام مشهور ، مقدّمه حرمت خود را از دست مىدهد ، خواه به مقدّميت آن توجه داشته باشد يا نه ، و خواه در هنگام اتيان مقدّمه ، اراده‌اى نسبت به ذى المقدّمه داشته باشد يا نه . درحالىكه بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله ، در اين فروض فرق ايجاد مىشود . فرض ديگر : اگر هدف مكلّف از انجام دادن مقدّمه ، رسيدن به ذى المقدّمه باشد ولى كنار اين هدف ، انگيزهء ديگرى وجود دارد كه آن انگيزه هيچ ربطى به ذى المقدّمه ندارد ، مثلًا از بيرون متوجّه مىشود كه بچه‌اى در اين خانه در حال غرق شدن است ، با خود مىگويد : « مىروم هم اين بچه را نجات مىدهم و هم ببينم وضع زندگى صاحب منزل چگونه است » ، درحقيقت مكلّف دو داعى براى ورود به ملك غير دارد . در اينجا بنا بر مبناى مشهور مسألهء مهمى نيست ، زيرا مشهور مىگويند : هر انگيزه‌اى كه مكلّف نسبت به مقدّمه داشته باشد ، مقدّمه ، وجوب غيرى پيدا مىكند و وجوب غيرىاش هم هيچ قيد و شرطى ندارد و حرمت هم نمىتواند با اين وجوب غيرى - كه ذىالمقدّمه‌اش اهم است - مقابله و معارضه كند . امّا بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله بايد مسئله را قدرى مورد بحث قرار دهيم . آيا مقصود شيخ انصارى رحمه الله كه مىفرمايد : « آن مقدّمه‌اى وجوب غيرى دارد كه از انجام آن ، قصد توصّل به ذى المقدّمه را داشته باشيم » چيست ؟ آيا فقط جنبهء اثباتى اين
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 533 | الشيخ فاضل اللنكراني