موصله ، همانطور كه قيد ايصال هم مقدّميت دارد براى مقدّمهء موصله . پس « نصب نردبان » همانطور كه مقدّمه براى « بودن بر پشتبام » - كه واجب نفسى است - مىباشد ، مقدّمه براى « نصب نردبان موصل » - كه واجب غيرى است - نيز مىباشد . و چون صاحب فصول رحمه الله مقدّمهء موصله را واجب به وجوب غيرى مىداند ، پس بايد براى دوّمين بار قيد ايصال را در ذات مقدّمه بياورد تا وجوب غيرى پيدا كند . و درحقيقت ، آن « نصب نردبان » كه مقدّمه براى « نصب نردبان موصل » است وجوب غيرى ندارد ، بلكه « نصب نردبان موصل به نصب نردبان موصل به بودن بر پشتبام » وجوب غيرى ثانوى پيدا مىكند . حال مىآييم سراغ اين « نصب نردبان » مىبينيم متعلّق اين وجوب غيرى دوّم هم شيئى مركّب از « نصب نردبان » و قيد « ايصال به نصب نردبان موصل به بودن بر پشتبام » است و چون اجزاء مركّب مقدّميت دارند ، براى سوّمين بار نصب نردبان مقدّميت پيدا مىكند براى واجب به وجوب غيرى دوّم و چون در باب مقدّمه ، متعلّق وجوب غيرى ، عبارت از مقدّمهء موصله مىباشد ، پس براى وجوب غيرى سوّم هم يك مقدّمهء موصله بايد پيدا شود و هنگامى كه پاى مقدّمهء موصله به ميان آمد باز مسألهء تركيب تحقق پيدا خواهد كرد و به دنبال آن مسألهء مقدّميت اجزاء و وجوب آنها مطرح مىشود و چون وجوب مقدّمى به مقدّمهء با قيد ايصال تعلّق گرفته نه به ذات مقدّمه ، در وجوب غيرى چهارم هم عنوان ايصال مطرح مىشود و باز ذات مقدّمه جزئيت و مقدّميت پيدا كرده و مسألهء تركيب و جزئيت و مقدّميت مطرح مىشود و همينطور ادامه پيدا مىكند و جايى نيست كه توقّف پيدا كند و چنين چيزى تسلسل است و استحالهء تسلسل در جاى خودش ثابت است . پاسخ : ما قبول داريم كه اجزاء هر مركّبى اتّصاف به جزئيت دارند امّا اين معنا را بهصورت كلّى نمىپذيريم كه اگر مركّبى ، مأمور به واقع شد ، اجزاء آن مركّب حتماً بايد اتّصاف به مقدّميت براى آن مأمور به داشته باشند . ما در اين مسئله قائل به تفصيل هستيم : در مركبّات عقليه - مثل ماهيت كه مركّب از جنس و فصل است و هر دو جزء آن
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 539
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٣٩