تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
به اينكه مقدّمه در ما نحن فيه مقدّمهء منحصره است و راه‌هاى ديگر تصوّر نمىشود ، اين خصوصيت در اينجا مطرح نيست . امّا اگر التفات به مقدّميت اين مقدّمه ندارد ، طبق مبناى مرحوم شيخ انصارى ، وجوب غيرى براى مقدّمه وجود نخواهد داشت و در نتيجه حرمت اوليه به‌جاى خودش باقى است و نسبت به وجوب غيرى مقدّمى ، نوعى عصيان تحقق پيدا خواهد كرد . همچنين اگر التفات به مقدّميت مقدّمه دارد ولى نه مقدّمه را اراده كرده و نه ذى المقدّمه را ، در اين صورت هم وجوب غيرى در ارتباط با مقدّمه وجود ندارد و نسبت به آن نوعى عصيان تحقق پيدا مىكند و عصيان نسبت به ذى المقدّمه هم در جاى خودش محفوظ است . امّا اگر مقدّمه را اراده كرد ولى ذى المقدّمه را اراده نكرد ، دو صورت دارد : 1 - عدم ارادهء ذى المقدّمه حتى بعد از اتيان به مقدّمه هم باقى است ، مثل اينكه بدون اذن غير ، داخل در ملك او شده ولى هيچ اراده‌اى نسبت به ذى المقدّمه از او ترشح پيدا نكرده است ، در اين صورت نسبت به مقدّمه - از جهت وجوب غيرى - و نسبت به ذى المقدّمه - از جهت وجوب نفسى - عصيان كرده است . عصيان او نسبت به مقدّمه براى اين است كه با اين مقدّمه قصد توصّل به ذى المقدّمه را نداشته است ، زيرا قصد توصّل به ذى المقدّمه ، جدا از ارادهء ذى المقدّمه نيست و همين‌كه ارادهء ذى المقدّمه وجود نداشت ، كشف مىكنيم كه قصد توصّل هم وجود نداشته است و از اينجا كشف مىكنيم كه مقدّمه وجوب غيرى نداشته است در نتيجه حرمت اوّليهء آن به قوّت خودش باقى است . 2 - موقعى كه وارد ملك غير شد ، ارادهء ذى المقدّمه را نداشت امّا وقتى - مثلًا - غريق را مشاهده كرد ، ارادهء ذى المقدّمه برايش پيدا شد ، در اينجا عصيان و مخالفتى نسبت به تكليف نفسى تحقق پيدا نكرده است ، بلكه تنها يك تجرّى كرده است ، زيرا تكليف به حفظ نفس محترمه براى او فعليت دارد و بايد از همان موقعى كه وارد در ملك غير مىشد ، تصميم بر انجام ذى المقدّمه داشته باشد و چون اين شخص چنين