مقاومت كند ، درحقيقتْ مقدّمهْ حرمت اوّلى را از دست مىدهد و در جميع صور آن - خواه ارادهء ذى المقدّمه داشته باشد يا نه و خواه با اين مقدّمه ، قصد توصّل به ذى المقدّمه داشته باشد يا نه - به جهت مقدّميتْ وجوب غيرى پيدا مىكند و بنا بر اين فرض هم وجوب غيرى هيچ قيد و شرطى ندارد . و هنگامى كه مقدّمه محكوم به وجوب غيرى شد ، هيچگونه عصيان و مخالفت تكليف تحريمى در مورد آن نمىتواند تحقق پيدا كند ، زيرا تكليف تحريمى وجود ندارد كه مخالفت با آن تحقق پيدا كند .
تكليف تحريمى با قطعنظر از مقدّميت براى يك واجب اهم بود ، امّا وقتى مقدّمه براى يك واجب اهم قرار گرفت ، وجوب غيرى پيدا خواهد كرد . بله در يك صورت ، در ارتباط با مقدّمه مسألهء تجرّى تحقق پيدا مىكند و آن جايى است كه كسى كه وارد در ملك غير مىشود توجّه به مقدّميت آن براى حفظ نفس محترمه نداشته باشد ، « 1 » بلكه خيال كند وارد شدن در ملك غير بر همان حرمت قبلى خودش باقى است . در اين صورت معصيتى صورت نگرفته بلكه فقط احكام تجرى بر او مترتّب مىشود ، زيرا واقعيت عمل ، اتيان يك واجب غيرى است ولى او خيال مىكند حرام است . امّا بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله تنها در يك صورت است كه قطعاً اتيان مقدّمه بهعنوان عمل به يك واجب غيرى است و آن جايى است كه خصوصيات زير را دارا باشد : اوّلًا : توجّه به مقدّميت داشته باشد . ثانياً : قصد انجام مقدّمه را داشته باشد . ثالثاً : به دنبال اين مقدّمه بخواهد ذى المقدّمه را انجام دهد . در بعضى از موارد خصوصيت چهارمى نيز وجود دارد و آن اين است كه ذى المقدّمه را بخواهد از طريق همين مقدّمه انجام دهد نه از طرق ديگر ، ولى با توجه
هامش
( 1 ) - البته اصل ذى المقدّمه - يعنى حفظ نفس محترمه - مورد توجّه و التفات او بوده است .