تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
بحث در اين است كه اگر وجوب يك واجب براى ما معلوم باشد امّا دليلى بر اصلى يا تبعى بودن آن قائم نشده و ما در اصالت و تبعيت آن ترديد داشته باشيم و فرض كنيم اثرى هم بر اصالت و تبعيت مترتّب است ، « 1 » آيا در اينجا يك اصل عملى داريم كه يكى از اين دو را مشخص كند ؟

كلام مرحوم آخوند :

ايشان مىفرمايد : ما از راه استصحاب مىتوانيم تبعى بودن واجب را اثبات كنيم ، زيرا واجب تبعى داراى يك مفهوم عدمى است و اين معناى عدمى داراى حالت سابقهء متيقّنه است و در صورت شك ، مىتوانيم آن حالت سابقه را استصحاب كنيم . توضيح : واجب تبعى واجبى است كه ارادهء مستقلى به آن تعلّق نگرفته است ، در مقابل واجب اصلى كه ارادهء مستقلى به آن تعلّق گرفته است . حال اگر ما وجوب يك واجب را احراز كرديم ولى نمىدانيم كه آيا ارادهء مستقلى به آن تعلّق گرفته يا نه ؟ در اين صورت عدم تعلّق ارادهء مستقل ، داراى حالت سابقه است ، همان‌طور كه تمام مسائل حادثه داراى حالت سابقهء عدميه هستند . لذا همين عدم تعلّق ارادهء مستقل را استصحاب مىكنيم و با اين استصحاب ، تبعى بودن واجب را اثبات مىكنيم و اين استصحاب ، اصل مُثبت نخواهد بود . بله ، اگر ما واجب تبعى را يك امر وجودى بگيريم كه آن امر وجودى لازمهء اين امر عدمى متيقّن باشد ، مثل اينكه بگوييم : « واجب تبعى واجبى است كه ارادهء متعلّق به آن ، تابع ارادهء غير آن باشد » ، در اين صورت اگر بخواهيم
هامش
( 1 ) - مثل اين كه كسى نذر كرده باشد يك واجب اصلى را انجام دهد .