متعلّق به صلاة است و وضو ، واجب غيرى مىشود و اگر ارادهاى از مولا به ( أقيموا الصّلاة ) تعلّق نمىگرفت ، ارادهاى هم به وضو تعلّق نمىگرفت . و اگر احتمال دوّم مورد نظر شما باشد و « ارادهء مستقلّه » را به معناى « ارادهء تفصيليه براى التفات تفصيلى » بدانيد ، دو مورد خارج مىشوند : يكى آنجايى كه اصلًا التفات و توجّهى در كار نباشد و ديگر آنجايى كه التفات در كار باشد ولى بهصورت اجمالى . در اين صورت اين اشكال به شما وارد مىشود كه شما فرموديد : « واجب تبعى نمىتواند با نفسيت اجتماع پيدا كند » ما مىگوييم : « چرا چنين چيزى ممكن نباشد ؟ قبول داريم كه نفسيت با عدم التفات سازگار نيست امّا چه دليلى داريم كه نفسيت ملازم با التفات تفصيلى باشد ؟ ممكن است چيزى واجب نفسى باشد ولى التفات مولا به آن به نحو التفات اجمالى باشد . همانطور كه در منجّزيت علم ، فرقى بين علم تفصيلى و علم اجمالى نيست ، در مورد واجب نفسى هم فرقى بين التفات تفصيلى و التفات اجمالى وجود ندارد . در نتيجه همانطور كه واجب اصلى هم مىتواند نفسى باشد و هم غيرى ، واجب تبعى ، هم مىتواند نفسى باشد هم غيرى . نتيجهء بحث در مورد واجب اصلى و تبعى از آنچه گفته شد معلوم گرديد كلام مرحوم آخوند و كلام محقّق اصفهانى رحمه الله نتوانست ثابت كند كه اصليت و تبعيت مربوط به مقام ثبوت است . در نتيجه مسألهء به همان كلام صاحب فصول رحمه الله برمىگردد كه تقسيم را بهلحاظ مقام اثبات دانست .
خصوصاً كه مرحوم آخوند نيز اشاره كردند كه اگر تقسيم بهلحاظ مقام اثبات باشد ضابطهء كلّى تقسيم ، جريان پيدا كرده و هريك از واجب اصلى و تبعى مىتوانند نفسى باشند و مىتوانند غيرى باشند . و اشكالى هم متوجه اين مبنا نمىشود .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٠٦