تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
اگر تقسيم به اصالت و تبعيت را به‌لحاظ مقام ثبوت دانستيم ، واجب غيرى مىتواند اصلى يا تبعى باشد ولى واجب نفسى حتماً بايد اصلى باشد و نمىتواند تبعى باشد » . بنابراين طبق بيان مرحوم آخوند كه تقسيم را مربوط به مقام ثبوت مىداند بايد بگوييم : « مقسم ، مطلقِ واجب نيست بلكه واجب غيرى است كه به اصلى و تبعى تقسيم شده است و در اين صورت تقسيم واجب به اصلى و تبعى ، تقسيم مستقلى نخواهد بود » . اشكال دوّم : به مرحوم آخوند مىگوييم : شما كه مىفرماييد : « واجب اصلى ، واجبى است كه ارادهء مستقل به آن تعلّق گرفته است » آيا مقصود شما از « ارادهء مستقل » چيست ؟ دو احتمال وجود دارد : احتمال اوّل : منظور از « ارادهء مستقله » عبارت از « ارادهء اصليه » باشد يعنى واجب اصلى واجبى است كه ارادهء متعلّق به آن ، غيرى و تبعى نباشد بلكه اصلى باشد . احتمال دوّم : منظور از « ارادهء مستقله » عبارت از علم تفصيلى و توجّه تفصيلى باشد ، يعنى شما بخواهيد با اين قيد ، حتى توجّه اجمالى را هم از دايرهء واجب اصلى خارج كنيد و درحقيقت باتوجّه به اينكه بعد از « ارادهء مستقلّه » فرموديد : « للالتفات إليه بما هو عليه » مىخواهيد بگوييد : « در واجب اصلى دو خصوصيت معتبر است : يكى اصل توجّه و التفات و ديگر اينكه التفات آن التفات تفصيلى باشد » . هريك از اين دو احتمال را كه شما درنظر گرفته باشيد داراى اشكال خواهد بود . اگر احتمال اوّل مورد نظر شما باشد لازمه‌اش اين است كه ما نتوانيم واجبات غيريه را به‌عنوان واجب اصلى به‌حساب آوريم و اين خلاف فرمايش خود شما ( مرحوم آخوند ) مىباشد كه فرموديد : « واجب غيرى ممكن است اصلى باشد » . در آيهء وضو از طرفى خطاب مستقل بر وجوب وضو دلالت مىكند پس واجب اصلى است امّا از طرفى چون وضو جنبهء مقدّميت براى صلاة دارد ارادهء متعلّق به وضو تابع ارادهء