كلام محقّق اصفهانى رحمه الله در تأييد كلام مرحوم آخوند :
محقّق اصفهانى رحمه الله در تأييد كلام مرحوم آخوند مىفرمايد : ما وقتى ذى المقدّمه را - هم از نظر وجوب و هم از نظر وجود - با مقدّمه مقايسه مىكنيم ، مىبينيم كه ذى المقدّمه در ارتباط با مقدّمه داراى دو عليت است . يكى عليت غائيه و ديگرى عليت فاعليه . ما از يك طرف ملاحظه مىكنيم كه علت غائى وجوب مقدّمه ، عبارت از ذى المقدّمه است و اينكه ما وجوب مقدّمه را وجوب غيرى مىدانيم براساس همين مبناست ، يعنى ايجاب « نصب نردبان » براى تحقّق ذى المقدّمه - يعنى « بودن بر پشتبام » - است . پس ذى المقدّمه علت غايى براى وجوب مقدّمه است و الّا در ذات مقدّمه - با قطعنظر از اين غايت - هيچ جهت و علتى اقتضاى وجوب را نمىكند . از طرف ديگر وجود ذى المقدّمه - و به تعبير ايشان : ارادهاى كه متعلّق مىشود به ذى المقدّمه - موجب ترشح اراده به مقدّمه مىشود يعنى در مقام انجام عملى كه داراى مقدّمه است ، ابتدا ارادهاى به ذى المقدّمه تعلّق مىگيرد سپس از اين ارادهء متعلّق به ذى المقدّمه ، ارادهاى به مقدّمه ترشح پيدا مىكند . پس وجود مقدّمه ناشى از ارادهء متعلّق به خود مقدّمه است و ارادهء متعلّق به مقدّمه ناشى از ارادهء متعلّق به ذى المقدّمه است . پس همانطور كه ارادهء متعلّق به ذى المقدّمه ، مبدأ تحقّق ( / علت فاعلى ) براى ارادهء متعلّق به مقدّمه است ، علت فاعلى براى خود مقدّمه و وجود مقدّمه خواهد بود .
در نتيجه ارادهء متعلّق به ذى المقدّمه ، علت فاعلى براى وجود مقدّمه است . مرحوم اصفهانى سپس مىگويد : تقسيم واجب به نفسى و غيرى ، در ارتباط با علت غائيه مطرح است كه وجوب ذى المقدّمه براى خود ذى المقدّمه است ولى وجوب مقدّمه براى تحقّق و وجود ذى المقدّمه است . امّا تقسيم واجب به اصلى و تبعى بهلحاظ علت فاعليه مطرح است كه ذى المقدّمه در جنبهء فاعلى و تعلّق اراده اصالت دارد امّا مقدّمه در جنبهء فاعلى تبعيت دارد زيرا ارادهء متعلّق به مقدّمه ، معلول ارادهء متعلّق به ذى المقدّمه و مترشح از آن است . پس اصالت و تبعيت در ارتباط با ارادتين مطرح است و در