موافقت و مخالفت واجب غيرى براى انسان قرب و بُعد نمىآورد . « 1 » ممكن است كسى بگويد : اگر مقدّمه هيچ نقشى در ثواب و عقاب ندارد پس رواياتى كه اين همه ثواب را نسبت به قدمهايى كه در راه حج يا زيارت قبر امام حسين عليه السلام برداشته شود مطرح كردهاند ، چگونه توجيه مىشود ؟ « 2 » درحالىكه ترديدى در مقدّميت آن قدمها وجود ندارد . آيا اين روايات بر خلاف حكم عقل است ؟ مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد : در اينجا دو راه حل وجود دارد : راه اوّل : « 3 » عقل نمىگويد : « خدا نبايد ثواب بدهد » بلكه مىگويد : « عبد استحقاق ثواب از خداوند ندارد » . پس روايات را حمل بر تفضّل كرده و مىگوييم : درست است كه نسبت به واجب غيرى و مستحب غيرى ، هيچگونه استحقاق ثوابى در كار نيست ولى خداوند تفضّلًا خواسته است اين پاداشها و ثوابها را به عبد بدهد . راه دوّم : اينكه ما مىگوييم : « عقل ، در ارتباط با مقدّمه ، استحقاق ثواب و عقاب را مطرح نمىكند » در جايى است كه نفس مقدّمه را - من حيث هي - ملاحظه كنيم . نفس مقدّمه ، وجوب غيرى دارد و خواهيم گفت كه واجب غيرى ملازم با توصّليت است و قصد قربت در آن معتبر نيست . امّا اگر داعى بر اتيان مقدّمات ، شروع در موافقت يك امر نفسى باشد استحقاق ثواب برآن مترتّب است . مثلًا كسى كه لباسش را براى پاك بودن تطهير مىكند ، استحقاق ثواب ندارد . امّا كسى كه لباسش را براى استفاده در نماز تطهير مىكند ، استحقاق ثواب دارد . با اينكه انسان به هر داعى و انگيزهاى كه لباسش
هامش
( 1 ) - همانطور كه اشاره كرديم ، دليل دوّم مرحوم آخوند به همان دليل اوّل برگشت مىكند و در واقع ايشان براى اثبات مدّعاى خود ، دليل عقل را مطرح كردهاند ، زيرا اين عقل است كه مىگويد : « موافقت و مخالفت واجب غيرى ، تأثيرى در قرب و بعد ندارد » . پس نتيجهء هر دو دليل اين است كه عقل حكم مىكند كه بين واجب نفسى و غيرى فرقى وجود دارد .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 54 ، ( باب 32 من أبواب وجوب الحج و شرائطه ) و بحارالأنوار ، ج 98 ص 36 ، ( باب 5 من أبواب زيارة الحسين عليه السلام ، ح 48 ) .
( 3 ) - مرحوم آخوند اين راه را بهعنوان راه دوّم مطرح كردهاند .