شد ، نفس انسانى دوست دارد كه چقدر خوب بود بين او ( يعنى نفس ) و اين عمل سوء ، فاصلهء دورى بود تا او مجبور نباشد كه با اين عمل سوء مصاحبت داشته باشد . بنابراين آيهء شريفهء فوق دلالت خوبى بر تجسّم اعمال دارد ، البته بهشرط اينكه ما در معناى آن تصرّف نكنيم و آن را به « يوم تجد كلّ نفس ثواب ما عملت من خير محضراً و عقاب ما عملت من سوء . . . » معنا نكنيم . اين تصرّفى است كه وجهى براى آن ديده نمىشود . فاعل در آيهء شريفه عبارت از خود انسان و مفعول آنهم عبارت از « نفس عمل خير » و « نفس عمل شر » است . و اين معنايش همان تجسّم عمل و تمثّل آن به صورت زيبا در ناحيهء عمل خير و بهصورت قبيح در ناحيهء عمل شر است . همچنين از آيهء شريفهء ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرّةٍ خَيراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذرّةٍ شرّاً يَرَهُ ) « 1 » استفاده مىشود كه انسان هر عملى را انجام مىدهد همان عمل را مىبيند ، زيرا نفرموده است : « من يعمل مثقال ذرة خيراً يرى ثوابه و من يعمل مثال ذرّة شرّاً يرى عقابه » . در روايتى از امام زين العابدين عليه السلام وارد شده است كه مىفرمايد : « آيهء ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرّةٍ خَيراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذرّةٍ شرّاً يَرَهُ ) از محكمترين آيات قرآن است » . « 2 » لذا آيهاى كه در اين درجه قرار گرفته و هيچ شائبهء متشابه بودن در آن مطرح نيست دلالت مىكند كه آنچه انسان مشاهده خواهد كرد نفس عمل است . و لازمهء اين معنا همان تجسّم و تمثّل قهرى عمل است . البته نه به اين معنا كه مسألهء جعل و قرارداد در كار باشد بلكه صورتهاى زيبا و زشت ، لازمهء وضعى اعمال خوب و بد هستند . بعضى از حكايات هم در اين زمينه ذكر شده كه اين معنا را تأييد مىكند . از جمله اينكه از بعضى افراد كه اهل حال بوده و ديد مخصوصى داشتهاند نقل شده است كه
هامش
( 1 ) - الزلزال : 7 و 8
( 2 ) - اين مطلب در بعضى از تفاسير بهعنوان « قيل » و در مجمع البيان و نور الثقلين نيز از ابن مسعود نقل شده است .