را تطهير كند ، با آن مىتواند نماز بخواند . كسى كه لباس خود را به داعى استفاده در نماز تطهير مىكند ، غير از مسألهء طهارت ثوب و تطهير آن ، عنوان ديگرى به ذى المقدّمه داده مىشود كه آن عنوان موجب استحقاق ثواب بر مقدّمه است ، زيرا به مقتضاى روايت « أفضل الأعمال أحمزها » « 1 » ، عنوان « أحمزيت » و « أشقّيت » موجب فضيلت و استحقاق ثواب است . اينجا ذى المقدّمه عنوان « أحمزيت » را پيدا مىكند ، زيرا اگر ذى المقدّمه نبود ، اين شخص مقدّمات را انجام نمىداد . و تنها اين امر نفسى - نسبت به ذى المقدّمه - سبب شده است كه او به سراغ مقدّمات برود . در باب سفر حج و زيارت كربلاء ، اگر قدمها بهعنوان تجارت برداشته شود ، اگرچه اين شخص موفق شده حج و زيارت كربلاء را انجام دهد ولى اين قدمها موجب تحقّق عنوان « أحمزيت » در مورد حج و زيارت كربلا نشده است و استحقاق ثواب در ارتباط با آنها مطرح نيست . امّا اگر از قدم اوّل ، هدفش رسيدن به مطلوب شارع باشد ، استحقاق ثواب در مورد او مطرح است . « 2 »
تحقيق در مورد ثواب و عقاب و بررسى كلام مرحوم آخوند
در مورد ثواب و عقاب نظرات مختلفى وجود دارد : جماعتى از بزرگان فلاسفه معتقدند : ثواب عبارت از صورتهاى زيبايى است كه نفس انسان از ديدن آنها لذت مىبرد و آن صورتها داراى دو خصوصيت است : 1 - نفس انسان با انس به آنها هميشه در حال مسرّت و التذاذ است . 2 - نفس انسان را براى كمالات بالاتر و مقامات بالاتر مستعد مىكند . امّا عقاب عبارت از صورتهاى قبيحى است كه نفس انسان از ديدن و مصاحبت با آنها در حال رنج و ناراحتى و گرفتارى خواهد بود و اين صورتها نفس انسان را براى انحطاط و سير نزولى بيشتر
هامش
( 1 ) - مجمع البحرين ، مادهء « حمز »
( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 175 - 178