تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

3 - عنوان اجزاء

يكى از عناوينى كه در اين بحث مطرح شده ، عنوان « إجزاء » است و ما بايد در اينجا بحث كنيم كه آيا إجزاء داراى چه معنايى است ؟ آيا نزد فقهاء و اصوليّين ، معنايى غير از معناى لغوى خود دارد و يا اينكه در فقه و اصول هم به همان معناى لغوى خود به‌كارمىرود ؟ مرحوم آخوند معتقد است اجزاء در اصطلاح فقهاء و اصوليّين ، به همان معناى لغوى خود - يعنى كفايت كردن - استعمال مىشود ولى موارد استعمال آن فرق مىكند . إجزاء ، هميشه داراى يك متعلَّق ( / ما يُجْزى عنه ) است ولى اين متعلّق ، به اعتبار مواردْ مختلف است . فقيه وقتى اجزاء را در مورد امر اضطرارى مطرح مىكند و مىگويد : « نماز با تيمّم ، مجزى است » مىخواهد بگويد : « نماز با تيمّم ، مجزى از نماز با وضوست » . و يا وقتى در مورد امر ظاهرى مطرح مىكند و مىگويد : « نماز با استصحاب طهارت ، مجزى است » مىخواهد بگويد : « نماز با وضوى استصحابى ، كافى از نماز با وضوى واقعى و حقيقى است » . درحقيقت ، با توجه به اينكه « ما يُجزى عنه » در فقه و اصول ، در ارتباط با اعاده و قضا است ، لذا كلمهء إجزاء در ارتباط با آن ملاحظه مىشود و اين بدان معنا نيست كه إجزاء ، از معناى لغوى خود دست برداشته و يك اصطلاح جديد فقهى براى آن حاصل شده باشد . شاهد اين حرف اين است كه اگر شما كلمهء « إجزاء » را برداشته و به‌جاى آن كلمهء « كفايت » را بگذاريد ، مسئله به‌همين‌صورت است . يعنى اگر گفته شود : « الإتيان بالمأمور به على وجهه هل يقتضي الكفاية أو لا ؟ » كسى نمىگويد : « كلمهء كفايت در اينجا معنايى غير از معناى لغوى خود پيدا كرده است » . در مورد كلمهء « كفايت » همان معناى لغوى اراده شده است ولى « ما يُكفى عنه » آن در فقه ، مسألهء