تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
معنا شك داريم و راه ديگرى هم براى مشخص كردن آن نداريم ، مردّد مىمانيم كه آيا قبل از تحقّق قيد ، تكليفى هست يا نه ؟ در درجهء اوّل : استصحاب عدم مىگويد : « تكليفى وجود ندارد » و در درجهء دوّم اصالة البراءة حكم به اين معنا مىكند كه الآن كه قيد تحقّق پيدا نكرده و شما شك در تكليف داريد ، تكليفى گريبانگير شما نشده است . 2 - شك در لزوم تحصيل مقدّمه : در مورد قيود راجع به هيئت - هرچند اختيارى باشند - تحصيل قيد لازم نبود امّا در قيود راجع به مادّه تحصيل قيد لازم بود . اينجا هم استصحاب عدم وجوب و اصالة البراءة جارى مىشود . به اين كيفيت كه بگوييم : قبل از آنكه چنين دستورى از ناحيهء مولا صادر شود ، تحصيل اين قيد بر ما لازم نبود ، اكنون كه تكليفى آمده كه داراى قيد است و ما شك داريم كه آن قيد به مادّه برمىگردد يا به هيئت ؟ شك ما به اين برگشت مىكند كه آيا اين قيد لزوم تحصيل دارد يا نه ؟ در درجهء اوّل استصحاب عدم لزوم مىگويد : « تحصيل اين قيد لازم نيست » و در درجهء دوّم ما شك داريم كه آيا مكلّف به تحصيل اين قيد هستيم يا نه ؟ اصالة البراءة ، اقتضا مىكند عدم تكليف را . در نتيجه مقتضاى اصول عمليه‌اى كه ما به آنها مراجعه مىكنيم با نتيجهء رجوع قيد به هيئت يكى مىشود امّا نه از باب اينكه هيئت داراى خصوصيتى است بلكه اين اقتضاى اصول عمليه است .

2 - نظريهء شيخ انصارى رحمه الله

شيخ انصارى رحمه الله مىفرمايد : در دوران امر بين رجوع قيد به مادّه يا هيئت ، بايد قيد به مادّه برگردد . « 1 » قبل از اينكه وارد بحث شويم ممكن است سؤال شود : با توجه به اينكه مبناى مرحوم شيخ انصارى در واجب مشروط اين بود كه تمام قيود در ارتباط با مادّه هستند و
هامش
( 1 ) - مطارح الأنظار ، ص 48 و 49