راه حلّ دوّم « 1 »
مرحوم شيخ انصارى در واجب مشروط ، قيد را مربوط به مادّه مىدانست ، در مقابل مشهور كه قيد را در ارتباط با هيئت مىدانستند . در مثال « إن جاءك زيد فأكرمه » ، طبق مبناى مشهور ، مجىء زيد شرطيت براى هيئت أكرم - كه مفادش بعث و وجوب است - دارد و تا زمانى كه اين مجىء تحقّق پيدا نكند ، وجوب و بعثى تحقّق ندارد . امّا طبق مبناى شيخ انصارى رحمه الله جملهء « إن جاءك زيد فأكرمه » به جملهء « أكرم زيداً الجائي » برمىگردد و « الجائي » بهعنوان قيد براى مأمور به - يعنى اكرام - است و هيچ ارتباطى به وجوب و تكليف ندارد . لذا بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله مشكلى وجود ندارد تا ما را ملتزم به پذيرفتن واجب معلّق بنمايد . بلكه مسئله بهصورت واجب مشروط است و قيد در تمام واجبات مشروط ، به مادّه مربوط است لذا بين وقت در باب صلاة و وقت در باب حج فرقى وجود ندارد . همانطور كه در باب حج - طبق مبناى شيخ انصارى رحمه الله - وجوبْ قبل از موسم حج تحقّق دارد در باب صلاة هم قبل از فرارسيدن وقت ، وجوبْ تحقّق دارد . امّا مكلّف به كه عبارت از صلاة ظهر است مقيّد به آمدن زوال است ، همانطور كه حج مقيّد به فرارسيدن موسم است . لذا بنا بر مبناى مرحوم شيخ انصارى در واجب مشروط - در مقابل مشهور - هم مشكل تهيهء مقدّمات قبل از موسم حج بر طرف مىشود و هم مشكل غسل جنابت قبل از طلوع فجر در ماه رمضان حل مىشود . در ماه رمضان ، آنچه مقيّد به طلوع فجر است عبارت از واجب مىباشد امّا وجوب قبل از طلوع فجر ثابت و محقّق است . ساير موارد كه از اين قبيل است نيز از همين طريق حل مىشود . در اينجا ممكن است اشكالى - غير از اشكالات مبنايى - بر مرحوم شيخ انصارى وارد شود كه ما - اگرچه اصل مبناى ايشان در بحث واجب مشروط را نپذيرفتيم - ولى
هامش
( 1 ) - راه حلّ اوّل همان راه حلّ صاحب فصول رحمه الله بود .