تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
جواب سوّم : اينكه شما ( مرحوم اصفهانى ) مىگوييد : « انفكاك بين بعث و انبعاث ممكن نيست » به چه معناست ؟ واقعيت مسئله اين است كه انبعاث و عدم انفكاك آن از بعث بايد در ارتباط با همان چيزى باشد كه مولا به آن بعث كرده است . به عبارت روشن‌تر : آيا معناى عدم انفكاك اين است كه به مجرّد بعث ، بايد انبعاث تحقّق پيدا كند هرچند مبعوث اليه امرى استقبالى باشد ؟ مثلًا اگر مولا به عبد خود بگويد : « فردا مسافرت كن » ، مبعوث اليه عبارت از مسافرت فرداست و چه‌بسا اين دستور مولا توأم با تأكيد و تهديد بر مخالفت هم هست . آيا معناى انبعاثى كه انفكاك از بعث ندارد اين است كه الآن مسافرت كند ؟ مأمور به مولا كه مسافرت الآن نيست . مسافرت الآن كه محصِّل غرض مولا نيست بلكه چه‌بسا با غرض مولا تضاد هم داشته باشد . لذا ما بايد بعث و انبعاث را در ارتباط با مبعوث اليه ملاحظه كنيم . همان‌طور كه بين خريد گوشت و خريد روغن مغايرت وجود دارد و اگر مولا گفت : « اشتر اللّحم » و عبدى به‌جاى گوشت ، روغن خريدارى كرد ، انبعاث حاصل نشده و غرض مولا تحقّق پيدا نكرده است ، مسافرت امروز هم با مسافرت فردا مغايرت دارد و چه‌بسا مسافرت امروز نگذارد غرض مولا حاصل شود . مولايى كه به مسافرت فردا بعث مىكند ، انبعاثش به اين است كه عبد فردا مسافرت كند و اگر فردا مسافرت نكرد ، انفكاك انبعاث از بعث حاصل شده است امّا اگر امروز مسافرت نكرد انفكاك انبعاث از بعث تحقّق پيدا نمىكند . خلاصه اينكه معناى عدم انفكاك انبعاث از بعث اين نيست كه انبعاث بايد حتماً مقارن با بعث و به دنبال آن باشد بلكه معنايش اين است كه عبد بايد به آنچه مولا گفته ترتيب اثر بدهد . اگر مولا گفته : « فردا مسافرت كن » حتماً مسافرت را فردا انجام دهد . نتيجهء بررسى كلام مرحوم اصفهانى اين شد كه كلام ايشان - كه بهترين بيان در ارتباط با ارادهء تكوينيه و تشريعيه بود - هم در مورد ارادهء تكوينيه و هم در مورد ارادهء تشريعيه داراى اشكال است و ايشان نتوانست استحالهء ارادهء تكوينى در تكوينيات استقبالى و استحالهء واجب معلّق در تشريعيات را اثبات كند . البته بيان‌هاى ديگرى در ارتباط با استحالهء واجب معلّق مطرح شده است ولى آن