باز هم داراى اشكال است ؟ اراده ، يك واقعيّت تكوينيّه است . ولى اكثر واقعيّات تكوينيّه ، محسوس به حواس خمسه است ، بعضى هم - مثل اراده - قائم به نفس است . امّا اراده ، واقعيّتش به همان قيام به نفس است . محقّقينى كه قائل به وجود ذهنى هستند در واقعيّت وجود ذهنى ترديد ندارند ، ولى ظرف اين وجود ، عبارت از ذهن است نه خارج .
واقعيّت وجود ذهنى به همان تحقّق در ذهن است . واقعيت اراده هم به همان قيام به نفس است . چه ارادههايى كه در ارتباط با افعال اختياريهء صادر از انسان است و چه ارادهء مولا كه موجب صدور امر از ناحيهء مولا مىشود ، هر دو داراى واقعيت است . انسان اراده مىكند كه آب در اختيارش باشد . اين اراده ، يك واقعيّت است و داراى مبادى مىباشد .
تصوّر ، تصديق به فايده ، ميل نفس و عزم و جزم و . . . از مبادى اراده هستند . مبادى هم داراى واقعيّت مىباشند . اوّلين مرحله ، تصوّر مراد - يعنى وجود ذهنى آن - مىباشد و وجود ذهنى ، يك واقعيّت است . دوّمين مرحله ، تصديق به فايده است كه اين هم مربوط به نفس انسان است . ساير مبادى نيز بههمينصورت است . وقتى مبادى تحقّق پيدا كرد ، واقعيّتى به نام اراده - كه يك واقعيّت نفسانى است - تحقّق پيدا مىكند .
مثلًا انسان اراده مىكند فلان كتاب را - كه در قفسه است - بردارد ، سپس فكر مىكند كه آيا خودش اين كار را انجام دهد يا به فرزندش دستور دهد ؟ در هر دو صورت ، اين مسبوقيّت به ارادهء تكوينيّه - كه يك واقعيّت قائم به نفس است - وجود دارد . حال مستشكل مىگويد : شما كه اين همه مسألهء واقعيت را مطرح مىكنيد ، ما هم مىگوييم : « الإتيان بالمأمور به - كه يك واقعيّت است - يؤثّر و يكون سبباً لسقوط إرادة المولى » . اگر اينطور تعبير كرديم ، دو واقعيت در كار است و مىتوانيم مسألهء تأثير و تأثّر را مطرح كنيم . امام خمينى رحمه الله در پاسخ مىفرمايد : خير ، مسئله به اين صورت نيست كه شما فكر مىكنيد . شما در ارادههايى كه به عمل خودتان تعلّق مىگيرد ، مسئله را بررسى كنيد تا بعد برسيم به ارادههايى كه منشأ صدور امر است و از آن به ارادهء تشريعيه تعبير مىشود . آنجا كه شما مثلًا اراده مىكنيد ساعت معيّنى از منزل حركت كنيد و در جلسهء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٨