نسبت به احكام و اصول عقايد ، براى مكلّف فعليت دارد و تحقّق آن متوقّف بر امر غير مقدور نيست ، زيرا مكلّف مىتواند در مقام تحقّق معرفت برآيد و آن را در خارج ايجاد كند . واجب معلّق : واجبى است كه وجوبش گريبانگير مكلّف شده و فعليت دارد ولى حصول آن متوقّف بر امر غير مقدور - كه الآن در اختيار مكلّف نيست و تحقّق آن نياز به زمان دارد - مىباشد ، مثلًا در مسألهء حج ، وقتى انسان مستطيع شد و يا - بنا بر احتمال ديگر - كاروان همسفران حج به حركت درآمد ، وجوب حج براى انسان فعليت پيدا مىكند ، امّا تحقّق خود حج - كه واجب و مأمور به است - توقّف بر زمان خاصى دارد كه آن زمان خاص چند روزى از ذىحجّه است . « 1 »
فرق بين واجب معلّق و واجب مشروط :
صاحب فصول رحمه الله مىفرمايد : واجب مشروط ، قبل از تحقّق شرط ، وجوبى ندارد ولى واجب معلّق ، قبل از تحقّق معلّق عليه ، وجوب دارد امّا واجب ، متوقّف بر معلّق عليه است . هر دو عنوان در مورد حج پياده مىشود . حج اگر نسبت به استطاعت يا خروج كاروان ملاحظه شود ، واجب مشروط است يعنى تا زمانى كه استطاعت يا خروج كاروان تحقّق پيدا نكند وجوبى در كار نيست امّا همين حج را اگر نسبت به وقت و زمان خاصش ملاحظه كنيم ، واجب معلّق خواهد بود . « 2 » قبل از ورود به بحثِ امكان و عدم امكان واجب معلّق بايد به بررسى فايدهء اين تقسيم بپردازيم :
چه فايدهاى بر تقسيم واجب به معلّق و منجّز وجود دارد ؟
تقسيماتى كه ما براى واجب مطرح مىكنيم بهلحاظ نقشى است كه اين تقسيمات در بحث مقدّمهء واجب ايفا مىكنند ، مثلًا در بحث واجب مطلق و مشروط مىخواهيم
هامش
( 1 ) - الفصول الغروية في الاصول الفقهيّة ، ص 79 و 80
( 2 ) - همان .