قيدى - مثل ابراز و اظهار - دارد ، فرض اين است كه قيدش حاصل شده و با گفتن « إن جاءك زيد فأكرمه » ارادهء نفسانيه به مرحلهء ظهور و بروز رسيده است . لذا محقّق عراقى رحمه الله ضمن اينكه در مبناى اوّل مخالف با مرحوم شيخ انصارى است و نظريه مشهور را قبول مىكند ولى در اينجا مىفرمايد : « در واجبات مشروط ، قبل از حصول شرط ، وجوب و حكم تحقّق دارد » .
تحقيق در مسئله
در اينجا به عنوان مقدّمه مناسب مىدانيم بحثى در ارتباط با حقيقت و واقعيت حكم مطرح نماييم :
آيا حقيقت تكليف چيست ؟
تكليف - در باب واجبات - عبارت از بعث و در باب محرّمات عبارت از زجر است كه هر دو اعتبارى مىباشند . آيا حكم عبارت از همين بعث و زجر است يا عبارت از ارادهء نفسانيه - مطلق يا مقيّد به قيد اظهار و ابراز - است ؟ در اينجا مؤيّداتى وجود دارد كه حكم همان بعث و زجر اعتبارى است و چيزى غير از آن را نمىتوان حكم ناميد . البته نه اينكه بخواهيم اراده را نفى كنيم . وجود اراده يك امر طبيعى است . هر كلمهاى كه از انسان صادر مىشود ، تمام مبادى اراده در آن وجود دارد و اين از تفضلاتى است كه خداوند نسبت به نفس انسانى عنايت كرده كه انسان در يك لحظه ، تمام مبادى اراده را در مورد كلماتى ايجاد كرده و آن كلمات را اراده كرده و آنها را بهوجود بياورد . كسى كه يك ساعت سخنرانى مىكند چهبسا صدها اراده از او صادر مىشود و هر اراده هم داراى يك عدّه مبادى است كه نفس انسانى با عنايت پروردگار به سرعت آنها را انجام مىدهد . بنابراين مولايى كه إن جاءك زيد فأكرمه » را بهعنوان يك حكم صادر مىكند ، بدون اشكال در نفس او ارادهاى وجود