تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
تحريك است ، وقتى بعث و تحريكْ قبل از مجىء وجود ندارد ، ما حكم را از چه چيزى انتزاع كنيم ؟ نتيجهء اين احتمال با آنچه مشهور در مقابل شيخ انصارى رحمه الله قائل شدند يك چيز است . مشهور در مورد واجب مشروط مىگفتند : « قيد ، تعلّق به هيئت دارد و تا زمانى كه قيد حاصل نشود ، مفاد هيئت - يعنى بعث و تحريك اعتبارى - تحقّق ندارد » و ما اگر وجوب و حكم را عين همين بعث و تحريك اعتبارى يا منتزع از آن دانستيم همين نتيجه گرفته مىشود . امّا بنا بر احتمال دوّم كه حكم و وجوب را عبارت از ارادهء نفسانيهء مولا بدانيم كه به بعث و تحريك اعتبارى تعلّق گرفته است ، خواه مقيّد به قيد اظهار و ابراز هم باشد يا نباشد ، بايد در واجب مشروط بگوييم : بعث و تحريك ، قبل از مجىء زيد تحقّق ندارد ، زيرا مفاد هيئت عبارت از بعث و تحريك است و قيد هم مربوط به هيئت است ، بنابراين تا وقتى قيد وجود پيدا نكند مفاد هيئتْ تحقّق ندارد . ولى بحث ما در مورد حكم است و ما حكم را عبارت از ارادهء متعلّق به بعث و تحريك مىدانيم نه خود بعث و تحريك . آيا قبل از تحقّق مجىء زيد در خارج ، همان‌طور كه بعث و تحريك اعتبارى وجود ندارد ، ارادهء متعلّق به آن‌هم وجود ندارد ؟ اراده وجود دارد ولى تعلّق گرفته است به يك مراد معلّق . اگر مراد انسان ، معلّق و مقيّد باشد ، به‌طورى كه اگر آن قيد نباشد ، مرادْ متعلّق اراده نيست ، آيا الآن كه قيد وجود ندارد ، اراده هم وجود ندارد يا اينكه اراده ، فعليت دارد ؟ كسى نمىتواند وجود اراده را انكار كند ، زيرا در اراده كه تعليق و تقييدى وجود ندارد ، آنچه معلّق و مقيّد است ، مراد مىباشد . مثلًا اگر انسان اراده كند كه چنانچه رفيقش به او بگويد : « بيا با هم به سفر برويم » ، او با رفيقش به مسافرت برود ، يعنى درحقيقت ، مراد او عبارت از « سفر برفرض پيشنهاد رفيقش » مىباشد . الآن كه رفيقش به او پيشنهاد نكرده ، آيا اراده‌اى نسبت به اين سفرِ معلّق ندارد ؟ كسى نمىتواند وجود اراده را انكار كند ، زيرا بدون ترديد ، حالت قبل از اين تصميم با حالت بعد از آن فرق مىكند . حالت قبل از تصميم ، اصلًا اراده‌اى تحقّق نداشت ، امّا الآن انسان تصميم
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 339 | الشيخ فاضل اللنكراني