تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
آن‌وقت ممكن است گفته شود : وجوب و تكليف ، همان ارادهء مولاست كه از آن به ارادهء تشريعيه هم تعبير مىكنيم . « 1 » اين احتمال ، خودش داراى دو احتمال است : 1 - تكليف ، نفس همان اراده باشد و نياز به چيزى كه آن را ابراز و اظهار كند ندارد . 2 - تكليف ، ارادهء تشريعيه در نفس مولاست ولى به‌شرط اينكه چيزى آن را ابراز و اظهار كند . اين مطلب را مرحوم عراقى اختيار كرده‌اند و شبيه چيزى است كه آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » در ارتباط با حقيقت انشاء مطرح كردند . « 2 » اين سه احتمال كه در ارتباط با حكم مطرح شد ، در بحث ما نحن فيه نتيجه مىدهد : اگر ما حكم را عبارت از نفس مفاد هيئت بدانيم ، يعنى وجوبْ همان بعث و تحريك اعتبارى باشد نه چيز ديگر و يا اگر بعث و تحريك اعتبارى هم نيست ، در واقعْ متأخّر از بعث و تحريك اعتبارى و منتزع از آن است . در اين صورت بايد بگوييم : « در واجبات مشروط ، قبل از تحقّق شرطْ اصلًا حكم مولا وجود ندارد ، زيرا اگر حكم مولا بعث و تحريك باشد ، فرض اين است كه بعث و تحريك ، مقيّد به مجىء زيد است و قبل از تحقّق مجىء زيد ، بعث و تحريكى وجود ندارد . و اگر حكمْ منتزع از بعث و
هامش
( 1 ) - بايد توجه داشت كه معناى ارادهء تشريعيه اين نيست كه اين مسئله فقط در محدودهء شرع است ، بلكه ارادهء تشريعيه به‌معناى ارادهء تقنينيه است و شامل ارادهء موالى عرفيه هم مىشود . مولاى عرفى هم وقتى مىخواهد به عبدش دستورى بدهد ، قبلًا آن را اراده مىكند . او هم در نفسش يك اراده تحقّق دارد كه متعلّق آن عبارت از بعث و تحريك اعتبارى - و به تعبير ما « دستور صادر كردن » - است . ( 2 ) - ايشان مىفرمود : انشاء ، عبارت از يك امر نفسانى است . كه الفاظ بعت ، أنكحت و امثال آن ، ابراز كننده و اظهاركنندهء آن امر نفسانى مىباشند . رجوع شود به : محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 89 و أجود التقريرات ، ج 1 ، ص 26