تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
خارج » است يا صفت « مفهوم نماز با تيمّم » ؟ روشن است كه آنچه اجزاء را مىآورد و مكلّف را راحت مىكند ، عمل خارجى مكلّف و « نماز با تيمّم » ى است كه در خارج انجام مىگيرد و الّا « التراب أحد الطهورين . . . » اگر صد سال هم به حال خودش باقى باشد و مكلّف ، در خارج ، نماز با تيمّم را ايجاد نكند ، كسى نمىتواند توهّم إجزاء كند . بنابراين ، إجزاء وصف براى عمل خارجى است ولى در شعبهء اوّل بحث ، اين وصف را عقل به عمل خارجى عنايت كرده است امّا در شعبهء دوّم ، وصف را دليل لفظى به عمل خارجى عنايت كرده است . در شعبهء دوّم ، ادلّهء اوامر اضطراريّه و ادلّهء اوامر ظاهريّه ، اين وصف را عنايت كرده است ، ولى موصوف در هر دو عبارت از عمل خارجى است . وقتى موصوفْ عبارت از عمل خارجى شد ، پاى علّيت به‌ميان مىآيد و ما مىتوانيم بحث كنيم كه نماز با تيمّم كه در خارج تحقّق پيدا كرده ، آيا علّيت براى إجزاء دارد يا نه ؟ در اين مبتدا و خبرى كه ما مطرح مىكنيم ، پاى لفظ در كار نيست . ما نمىخواهيم بگوييم : « الأمر هل يقتضي الإجزاء أم لا ؟ » تا شما بگوييد : اقتضاء وقتى به لفظ نسبت داده شود به‌معناى دلالت است . فاعل « يقتضي » ضميرى است كه به « اتيان به مأمور به » برمىگردد و « اتيان به مأمور به » ، عمل خارجى است ، همان‌طور كه شما مىگوييد : « النّار مقتضية للحرارة » ، ولى اين اقتضاء را خداوند به آن داده است . و نيز مىگوييد : « الصلاة مع الوضوء علّة للإجزاء » ، و عقلْ حاكم به اين علّيت است . اينجا هم - بنا بر قول به إجزاء - بايد بگوييد : « الصلاة مع التيمّم علّة للإجزاء » ، ولى ريشهء اين علّيت ، دلالت اوامر اضطراريه و اوامر ظاهريه است . آن اوامر - به‌لحاظ اينكه لفظ هستند - علّيت را به اين موجود خارجى عنايت كردند ، يعنى آنها ما را راهنمايى كردند كه اين « نماز با تيمّم خارجى » علّيت براى إجزاء دارد و اگر هدايت و دلالت آن اوامر ظاهريّه و اضطراريّه نبود ، نه عقل به چنين چيزى پى مىبرد و نه غير عقل برآن دلالت مىكرد . خلاصهء فرمايش مرحوم آخوند اين است كه اگرچه اساس بحث ما در مقام دوّم ، بر دلالت اوامر اضطراريّه و اوامر ظاهريّه دور مىزند ولى درعين‌حال ، چون موضوع