اوّلًا : اكثر اصحاب ، قصد وجه را - به هيچيك از دو نوعش - معتبر نمىدانند . ثانياً : قصد وجه چه خصوصيتى دارد كه در بين ساير اجزاء و شرايط و امور معتبره براى آن حساب باز كنند ؟ ثالثاً : اگر قصد وجه معتبر باشد تنها در عبادات معتبر است ، درحالىكه بحث إجزاء ، يك بحث كلّى است و اختصاص به تعبّديّات و عبادات ندارد بلكه در باب توصّليّات هم جريان دارد . نتيجه : از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه مراد از « على وجهه » اين است كه مأمور به اتيان شده ، تمام اجزاء و شرايط معتبر در آن را دارا باشد .
2 - عنوان اقتضاء
يكى از عناوينى كه در محلّ بحث بهكاررفتهاست عنوان « اقتضاء » است . ما در خارج مىدانيم كه اقتضاء داراى دو نوع استعمال است و در هريك از اين دو نوع ، معناى خاصّى دارد : 1 - گاهى اقتضاء بهمعناى علّيت ، سببيّت و تأثير است ، مثل اينكه بهجاى تعبير « النّار سبب للحرارة » بگوييم : « النّار مقتضية للحرارة » . در اينجا عرف ، بدون تأمّل ، سببيّت را استفاده مىكند . 2 - گاهى اقتضاء بهمعناى دلالت و كاشفيّت و حكايت است و اين در مواردى است كه ما كلمهء اقتضاء را به لفظ و امثال لفظ نسبت دهيم ، مثلًا بگوييم : « اين آيه ، چنين اقتضايى دارد » . در اينجا كلمهء اقتضاء بهمعناى سببيّت و علّيت و تأثير و تأثّر نيست بلكه بهمعناى دلالت است . در اين مسئله ترديدى نيست كه اقتضاء داراى اين دو نوع استعمال است ولى آيا در ما نحن فيه در كداميك از اين دو معنا استعمال شده است ؟ مخصوصاً با توجه به اينكه ما براى محلّ بحث دو شعبه ذكر كرديم كه بحث دريك شعبهء آن عقلى محض و در