تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
دانستيم ، در اينجا ناچاريم اقتضاء را به‌معناى دلالت و كاشفيت بگيريم كه نتيجه اين شود كه كلمهء « يقتضي » به لحاظ دو شعبهء بحث داراى دو معنا باشد ؟

كلام مرحوم آخوند

مرحوم آخوند مىفرمايد : ما ملتزم به چنين چيزى نيستيم بلكه مىتوانستيم در شعبهء دوّم از بحث نيز اقتضاء را به‌معناى سببيّت و علّيت معنا كنيم با اينكه بحث ما لفظى است و اقتضاء وقتى در ارتباط با لفظ مطرح شود ، به‌معناى دلالت است نه به‌معناى علّيت و سببيّت ، ولى درعين‌حال مىتوانيم در اينجا نيز اقتضاء را به‌معناى سببيّت و علّيت بدانيم . دليل اين مطلب اين است كه شما موضوع بحث را عنوان و لفظ « الأمر بالشيء » قرار نداديد بلكه موضوع را « الإتيان بالمأمور به » - كه يك عمل خارجى است - قرار داديد . فاعل « يقتضي » - در هر دو جهت بحث - ضميرى است كه به « الإتيان بالمأمور به » برمىگردد نه به لفظ . و اتيان به مأمور به ، عبارت از عمل خارجى شماست . اتيان به مأمور به ، همان نماز با تيمّم است كه شما در خارج انجام مىدهيد . به‌عبارت روشن‌تر ، اگر ما موضوع را « امر به صلاة با تيمّم » قرار دهيم ، وقتى فاعل « يقتضي » ضميرى باشد كه به « امر » برگردد ، با توجه به اينكه امر عبارت از هيئت افعل و از مقولهء لفظ است ، چاره‌اى نداريم جز اينكه « يقتضي » را به‌معناى دلالت و كاشفيت و حكايت بدانيم ، امّا وقتى موضوع را - در هر دو شعبهء بحث - عمل خارجى قرار داديم « 1 » نه لفظ ، عمل خارجى اگر اقتضاى إجزاء داشته باشد ، اقتضايش به‌معناى سببيّت است ولى ريشهء اين اقتضاء در شعبهء اوّل بحث ، عبارت از عقل و در شعبهء دوّم عبارت از لفظ است . يعنى اقتضاء در شعبهء دوّم ، به دلالت دليل ارتباط دارد . دليلى داريم به نام « التراب أحد الطهورين يكفيك عشر سنين » ، مفاد اين دليل اين است كه « نماز با تيمّم ، مجزى است » ولى آيا اين « مجزى بودن » صفت « نماز با تيمّم در
هامش
( 1 ) - ولى در قسم اوّل مثلًا « نماز با وضو » موضوع است و در قسم دوّم « نماز با تيمّم » .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 33 | الشيخ فاضل اللنكراني