دلالت بر حكم ( / بعث و تحريك ) مىكند اين است كه نفس اين حكم و بعث و تحريك ، معلّق بر شرط شده است و تا زمانى كه شرط تحقّق پيدا نكند حكم و بعث و تحريك مولا هم نمىتواند تحقّق داشته باشد . پس ادّعاى شيخ انصارى رحمه الله قابل قبول نيست و در اين نزاع حق با مشهور است كه در واجب مشروط بايد شرط را بهعنوان قيد هيئت بدانيم نه قيد مادّه .
ظهور ثمرهء نزاع بين شيخ انصارى رحمه الله و مشهور
يكى از مباحثى كه بهزودى در ارتباط با واجب مطرح خواهيم كرد ، بحث واجب معلّق است ولى قبل از رسيدن به آن بحث لازم است اين مطلب را بررسى كنيم كه :
آيا واجب مشروط همان واجب معلّق است ؟
بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله واجب مشروط همان واجب معلّق است و آن عبارت از واجبى است كه تكليف و وجوب در آن فعليت دارد امّا واجب ، يك امر استقبالى است ، مثل همان چيزى كه مشهور در ارتباط با حج نسبت به وقت مطرح مىكنند . مشهور مىگويند : « كسى كه مستطيع شد ، همان موقعْ - هرچند مثلًا در ماه رجب باشد - حج برايش وجوب پيدا مىكند ، لذا بايد در مقام تهيهء مقدّمات آن برآيد » ، درحالىكه حج عبارت از مناسكى است كه فقط در زمان خودش تحقّق پيدا مىكند . البته مسألهء وقت و زمان در ارتباط با صلاة هم نقش دارد ولى كيفيت نقش آن با حج فرق دارد . زمان در ارتباط با صلاة در اصل تكليف نقش دارد ، امّا در باب حج نسبت به مكلّف به نقش دارد . مسألهء واجب معلّق را مشهور در همه جا ذكر نمىكنند ، امّا مرحوم شيخ انصارى همهء واجبات مشروط را واجب معلّق « 1 » مىداند و نتيجهاش اين مىشود كه تكليف ، قبل از حصول شرط تحقّق يافته است ، چون بهنظر ايشان قيدْ مربوط به مادّه است .
هامش
( 1 ) - واجب معلّقِ بنا بر قول مشهور .