مشهور قبول دارند كه جملهء شرطيهء « إن جاءك زيدٌ فأكرمه » ظهور در اين دارد كه « مجىء زيد » قيد براى وجوب اكرام زيد است ولى نزاعشان در اين است كه آيا در اينجا قرينهء عقليهاى وجود دارد كه موجب تصرّف در اين ظهور و حمل آن بر خلاف ظاهر بشود يا نه ؟ مرحوم شيخ انصارى ادّعا مىكند كه چنين قرينهاى وجود دارد ولى مشهور وجود چنين قرينهاى را نفى مىكنند . حال ما بايد راههايى كه براى اثبات قرينهء عقليه مطرح شده بررسى كنيم تا ببينيم آيا مدّعاى شيخ انصارى رحمه الله ثابت مىشود يا نه ؟
راه اوّل براى اثبات وجود قرينهء عقليه
هيئت أكرم بر وجوب دلالت مىكند . وجوب ، عبارت از يك بعث و تحريك اعتبارى است كه جانشين بعث و تحريك حقيقى و تكوينى مىشود . حقيقت بعث ، يك معناى حرفى است ، چون استقلال به مفهوميت ندارد بلكه متقوّم به سه شىء است :
باعث ، مبعوث و مبعوث اليه . « 1 » بههمينجهت نمىتواند استقلال به مفهوميت داشته باشد و لحاظ استقلالى به آن تعلّق بگيرد و معناى حرفى اگر مورد لحاظ استقلالى قرار
هامش
( 1 ) - در بحث معانى حرفيه گفتيم : معناى اسمى آن معنايى است كه استقلال به مفهوميت داشته باشد . امّا معنايى كه متقوّم به دو شىء يا بيشتر باشد ، فاقد استقلال بوده و نمىتواند استقلال به مفهوميت داشته باشد . مثلًا در جملهء « زيد في الدار » سه واقعيت وجود دارد : واقعيت زيد ، واقعيت دار و واقعيت ظرفيت دار براى زيد . ولى واقعيتهاى زيد و دار استقلال به مفهوميت دارند امّا واقعيت ظرفيت دار براى زيد ، معنايى حرفى است ، زيرا اين واقعيت ، وابسته به زيد و دار است . بههمينجهت ، ظرفيتْ يك معناى حرفى بهحساب مىآيد . بعث نيز استقلال به مفهوميت ندارد بلكه وابسته به سه شىء است : باعث ، مبعوث و مبعوث اليه ، لذا بعث هم يك معناى حرفى است .