« تقييد ، متوقّف بر لحاظ استقلالى است » قابل قبول ما نيست . بيان اين مطلب متوقّف بر ذكر مقدّمهء زير است : آيا تقييداتى كه در حمل واقع مىشود - مثل ظروف و ساير قيود - صِرفاً مربوط به عالم لفظ و عالم تشكيل جملهاند يا اينكه الفاظ حاكى از واقعيات مىباشند و مطرح شدن قيد در لفظ ، به جهت تحقّق قيد در واقع است ؟ براى پاسخ به اين سؤال ابتدا جملههاى خبريه را مورد بررسى قرار داده سپس به بررسى جمل انشائيه - كه محل بحث ماست - مىپردازيم : الف : جمل خبريه : در جملههاى خبريه ، وقتى گفته مىشود : « ضرب زيدٌ عمراً يوم الجمعة » ، اين « يوم الجمعة » يك قيد زمانى است كه ساير ايام را خارج مىكند . آيا « يوم الجمعة » تنها در ارتباط با لفظ و تشكيل جمله است يا همانطور كه بقيهء جمله حكايت از واقعيت مىكنند ، يوم الجمعه هم حكايت از يك واقعيت مىكند ؟ واقعيت مسئله اين است كه همانطور كه مادّهء ضرب حكايت از يك واقعيت به نام ضرب و هيئت آن حكايت از ماضى بودن اين واقعيت و زيد هم حكايت از وجود خارجى معيّن و عَمْرو هم حكايت از وجود خارجى معين ديگر مىكند ، يوم الجمعه هم حكايت از يك واقعيت مىكند . يعنى مىخواهد بگويد : « اين ضرب در روز جمعه واقع شده است » و كسى نمىتواند بگويد : « تقييد ، مربوط به عالم لفظ و عالم تشكيل جمله است » . درحقيقت ، جملهء خبريه يك آينه است و يكى از واقعيتهايى كه در اين آينه ديده مىشود اين است كه ظرف زمان اين ضرب ، روز جمعه بوده نه روزهاى ديگر . حال كه چنين است لفظ را كنار گذاشته و سراغ واقعيت مىرويم تا ببينيم آيا يوم الجمعه قيد براى چيست ؟
روشن است كه يوم الجمعه قيد براى عَمْرو يا زيد نيست ، همانطور كه قيد براى مجرّد ضرب - با قطعنظر از صدورش از زيد و وقوعش بر عَمْرو - هم نيست ، بلكه يوم الجمعه قيد براى يك معناى حرفى است ، زيرا « وقوع ضرب از زيد بر عَمْرو » معنايى حرفى است ، چون يك طرف آن به زيد و طرف ديگرش به عَمْرو و طرف سوّمش به ضرب ارتباط دارد ، يعنى « وقوع ضرب از زيد بر عَمْرو » متوقف بر اين سه چيز است . همانطور
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٢٢