مسألهء استطاعت مطرح مىشود مىفرمايد : « إذا استطعتَ يجب عليك الحج » ، معناى اين قضيهء تعليقيه اين است كه در باب حج ، استطاعت به وجود آورندهء مصلحت ملزمه است ، بهطورى كه اگر استطاعت نباشد ، مصلحت ملزمهاى در باب حج وجود ندارد . اگر كسى بدون استطاعت صد بار هم به حج برود ، حجّة الإسلام از او تحقّق پيدا نخواهد كرد ، زيرا حجّة الإسلام مشروط به استطاعت است . امّا ساير شرايط در باب حجّ اينگونه نيست . تحصيل گذرنامه ، گرفتن بليط هواپيما و امثال آن در مورد حج بهصورت قضيهء شرطيه ذكر نمىشود . خلاصهء كلام محقّق عراقى رحمه الله اين شد كه آن قيودى كه گويا در عالم انشاء بهوجود آورندهء مصلحت ملزمه براى مأمور به مىباشند ، قيود هيئت يا شرايط تكليف ناميده مىشوند ، امّا قيودى كه نقش آنها در مقام فعليت و پياده شدن مصلحت در خارج است قيود مادّه و شرايط مكلّف به ناميده مىشوند . « 1 » : اين قسمت از كلام مرحوم عراقى كه فرمود : « قيود بهحسب واقع يكنواخت نبوده و متنوع است » قابل قبول مىباشد امّا آنچه ايشان در ارتباط با ضابطهء قيود مربوط به هيئت و قيود مربوط به مادّه مطرح كردند مورد مناقشهء امام خمينى رحمه الله قرار گرفته است . امام خمينى رحمه الله سه اشكال بر مرحوم عراقى وارد كرده كه دو اشكال اوّل در ارتباط با شرايط وجوب و اشكال سوّم در ارتباط با شرايط واجب است : اشكال اوّل : فرض مىكنيم استطاعت - كه به قول شما ( مرحوم عراقى ) در اصل آوردن مصلحت براى حج نقش دارد و در حج بدون استطاعت هيچگونه مصلحت ملزمهاى وجود ندارد - شرط وجوب باشد ولى ما از شما ( مرحوم عراقى ) سؤال مىكنيم :
آيا محال است كه قيدى در آوردن مصلحت نقش داشته باشد ولى درعينحال قيد
هامش
( 1 ) - نهاية الأفكار ، ج 1 ، ص 292 - 295 و مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 309 و 310