تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
است كه گاهى مريض به دكتر مراجعه مىكند ، دكتر به او مىگويد : « تو بايد براى درمان بيماريت مسهل تناول كنى ولى قبل از خوردن مسهل بايد مقدارى منضّج تناول كنى » . در اينجا دو عنوان مطرح است : يكى بيمارى كه علاجش شرب مسهل است ، ديگرى منضّج كه قبل از خوردن مسهل بايد تناول شود . ارتباطى كه بيمارى با خوردن مسهل دارد اين است كه بيمارى ، به‌وجود آورندهء مصلحت براى تناول مسهل است ، به‌طورى كه اگر بيمارى وجود نداشته باشد ، تناول مسهل نه تنها مصلحت ندارد بلكه چه‌بسا داراى ضرر هم باشد . امّا ارتباطى كه منضّج با مسهل دارد اين است كه منضّج در فعليت مصلحت تناول مسهل دخالت دارد . لذا تعليق در مورد تناول مسهل ، در ارتباط با اصل مرض درست است ولى در ارتباط با تناول منضّج درست نيست . پزشك مىتواند بگويد : « اگر فلان بيمارى را پيدا كردى ، مسهل تناول كن » ولى نمىتواند بيمارى را كنار گذاشته و بگويد : « اگر منضّج تناول كردى به دنبال آن مسهل تناول كن » . منضّج ، به‌وجود آورندهء مصلحت براى تناول مسهل نيست بلكه بيمارى است كه مصلحت تناول مسهل را به‌وجود مىآورد ، به‌همين‌جهت پزشك مىگويد : « اگر فلان بيمارى را پيدا كردى مسهل تناول كن ولى قبل از تناول مسهل ، بايد منضّج تناول كنى » . ارتباط اين دو ، ارتباط مقدّمه و ذى المقدّمه و ارتباط فعليت مصلحت با وجود شرب منضّج است . نه اينكه ارتباط تعليقى و شرطى باشد . در باب شرعيات هم همين‌طور است . روايات مسألهء وقت را به‌صورت قضيهء شرطيه مطرح مىكنند ، مثل « إذا زالت الشمس فقد وجبت الصلاتان » ، « 1 » امّا جايى نداريم كه طهارت يا استقبال يا ستر و امثال آن را به‌صورت قضيهء شرطيه مطرح كرده و مثلًا بگويند : « إذا طَهُرْتَ ثوبَك يجب عليك الصلاة » يا « إذا سترتَ عورتك يجب عليك الصلاة » يا « إذا استقبلتَ القبلةَ يجب عليك الصلاة » و . . . يا مثلًا در باب حج وقتى
هامش
( 1 ) - در روايات ، « فقد دخل وقت الظهر و العصر » و « فقد دخل وقت الصلاتين » وارد شده است . وسائل الشيعة ، ج 3 ، ( باب 4 من أبواب المواقيت ، ح 5 و ح 8 ) .