هيچ جا تعبير به واجب مطلق نمىكنند . درحقيقت مىخواهند بگويند : واجبى كه وجوبش متوقّف باشد بر چيزى كه وجودش متوقّف برآن است ، واجب مشروط و واجبى كه وجوبش متوقّف نباشد بر چيزى كه وجودش متوقّف برآن است ، واجب مطلق ناميده مىشود . لذا اگر از مشهور سؤال شود كه آيا صلاة واجب مطلق است يا واجب مشروط ؟
نمىتوانند جواب بدهند ، چون اگر صلاة نسبت به طهارت ملاحظه شود ، وجوبش متوقّف بر چيزى نيست كه وجودش متوقّف برآن است . وجود صلاة متوقّف بر طهارت است ولى وجوبش متوقّف بر طهارت نيست . امّا همين صلاة را اگر در ارتباط با وقت ملاحظه كنيم ، وجوبش متوقّف بر چيزى است كه وجودش متوقّف برآن است . هم وجوبش متوقّف بر وقت است و هم وجودش .
2 - تعريف صاحب فصول رحمه الله
صاحب فصول رحمه الله مىفرمايد : واجب مطلق ، واجبى است كه وجوبش بر هيچ شرطى غير از شرايط چهارگانهء تكليف متوقّف نباشد و واجب مشروط واجبى است كه وجوبش علاوه بر شرايط چهارگانهء تكليف ، متوقّف بر شرايط ديگرى هم باشد . اگرچه يك شرط هم بهعنوان شرط پنجم در وجوب آن مدخليت داشته باشد . مثل حجّ كه وجوبش علاوه بر شرايط چهارگانهء تكليف متوقّف بر استطاعت هم مىباشد . « 1 » رحمه الله : اوّلًا : ظاهر تعريف ايشان هم اين است كه تقابل بين مطلق و مشروط ، تقابل تضادّ است . در نتيجه اگر چيزى واجبِ مطلق شد ديگر نمىتواند واجبِ مشروط باشد و اگر واجبِ مشروط شد نمىتواند واجبِ مطلق باشد . درحالىكه بنا بر تحقيق ما ، تقابل بين
هامش
( 1 ) - الفصول الغرويّة في الاصول الفقهية ، ص 79