آيا تقابل بين اطلاق و اشتراط ، كدام قسم از اقسام تقابل است ؟
تقابل بر چهار قسم است : تقابل ايجاب و سلب ، تقابل تضاد ، تقابل تناقض و تقابل متضايفين . « 1 » ترديدى نيست كه تقابل بين اطلاق و اشتراط نمىتواند تقابل ايجاب و سلب و يا تقابل تناقض باشد ، زيرا اطلاق و اشتراط ، دو امر وجودى مىباشند و در تقابل تناقض و تقابل ايجاب و سلب ، بايد يك طرفْ وجودى و يك طرفْ عدمى باشد . و ظاهر اين است كه تقابل آنها ، تقابل تضادّ هم نيست ، چون امتناع اجتماع متضادّين ، به نحو اطلاق است و پاى اضافه در ميان نيست . در زمان واحد نمىشود شىء هم معروض سواد باشد و هم معروض بياض ، درحالىكه در باب اطلاق و اشتراط ، مسئله به اين صورت نيست ، زيرا : اوّلًا : اگر اينطور بود ، ما بايد واجب مطلق را انكار كنيم ، چون هر تكليفى مشروط به شرايط عامه - يعنى بلوغ ، عقل ، قدرت و علم - است و اگر بين اطلاق و اشتراط ، تضادّ وجود داشته باشد ، ديگر چيزى بهعنوان واجب مطلق نخواهيم داشت و همهء واجبها واجب مشروط خواهند شد ، درحالىكه اينگونه نيست . ثانياً : ما بسيارى از واجبات را ملاحظه مىكنيم كه در زمان واحد ، هم اتّصاف به اطلاق پيدا مىكنند و هم اتّصاف به اشتراط ، لذا اگر از ما سؤال كنند : « آيا نماز ، واجب مطلق است يا واجب مشروط ؟ » ما نمىتوانيم بگوييم : « واجبِ مطلق است » ، همانطورى كه نمىتوانيم بگوييم : « واجبِ مشروط است » بلكه بايد سؤال كنيم :
« صلاة را در ارتباط با چه چيزى ملاحظه مىكنيد ؟ » ، صلاة در ارتباط با وقت ، همانند حج نسبت به استطاعت ، بهعنوان واجب مشروط است . همانطور كه قبل از تحقّق استطاعت ، حجْ واجب نيست ، قبل از دخول وقت هم صلات واجب نيست . امّا صلاة با حفظ همين خصوصيت مشروط بودن ، اگر در ارتباط با طهارت ملاحظه شود ، بهعنوان
هامش
( 1 ) - المنطق للمظفّر رحمه الله ، ج 1 ، ص 51 - 53