مقام مفاد لفظ و مفاد جملهء شرطيه - است ، ولى لازم است ما ابتدا بحثى در ارتباط با مقام ثبوت داشته باشيم و ببينيم آيا در مقام ثبوت ، قيد به هيئت ارتباط دارد يا به مادّه ؟
خصوصاً كه بعضى از ادلّهاى كه در اينجا ذكر شده ، مربوط به مقام ثبوت است . از جمله آثار اين بحث اين است كه اگر ما در مقام ثبوت به اين نتيجه رسيديم كه همهء قيود مربوط به مادّه است ، مقام اثبات هم بههمينصورت خواهد بود و اگر بهحسب ظاهر لفظ هم مغايرت وجود داشته باشد ، بايد در ظاهر لفظ تصرّف كرده و مغايرت را بر طرف كنيم . همانطور كه اگر همهء قيود بهحسب مقام ثبوت مربوط به هيئت باشند ، در مقام اثبات هم همينطور خواهد بود و اگر لفظ ، ظهور در ارتباط به مادّه داشته باشد بايد در ظاهر لفظ تصرّف كرده و مغايرت را بر طرف كنيم ، چون بين مقام ثبوت و مقام اثبات نمىتواند مغايرتى وجود داشته باشد . امّا اگر در مقام ثبوت به اين نتيجه رسيديم كه بعضى از قيود ، ارتباط به مادّه و بعضى ارتباط به هيئت دارند ، اينجا اگر ما در مقام اثبات با يك قضيهء شرطيهء اثباتى برخورد كرديم ، بايد ببينيم آيا ظاهر اين قضيهء شرطيه - بهحسب مقام اثبات - اين است كه قيد مربوط به مادّه باشد يا مربوط به هيئت ؟ درحقيقت ، نزاع در مقام اثبات ، وقتى مطرح است كه ما در مقام ثبوت ، دو نوع قيد داشته باشيم ، بعضى مربوط به مادّه و بعضى مربوط به هيئت باشند . لذا ما بايد مقام ثبوت را مورد بررسى قرار دهيم تا بتوانيم تكليف مقام اثبات را روشن كنيم .
مرحلهء اوّل : مقام ثبوت
مقدّمه : مىدانيم كه اوامرى كه از ناحيهء مولا نسبت به عبد صادر مىشود ، درحقيقت تسبيبى است از ناحيهء مولا به اينكه مطلوب مولا در خارج توسط عبد تحقّق پيدا كند و اين امر ، درحقيقت جانشين ارادهء فاعل است . بعضى از كارها كه انسان مىخواهد در