تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
بحث است . در مورد غسل شب مستحاضه كه شرطيت دارد براى صحت روزهء روز گذشته ، اتّصاف به صحت از چه زمانى است ؟ روشن است كه ما وقتى صبر كرديم و ملاحظه كرديم كه مستحاضه ، غسل شب خود را انجام داد حكم مىكنيم كه روزهء او در ظرف وقوعش صحيح بوده است و اين شبيه كاشفيت اجازه در بيع فضولى است . به‌عبارت ديگر : غسل در شب آينده شرطيت دارد بر اينكه روزهء روز گذشته در همان ظرف وقوعش اتّصاف به صحت پيدا كند . درحالىكه در مورد مركّب از اجزاء ، اگر جزئى مربوط به اوّل نهار و جزئى مربوط به آخر نهار است و بين دو جزء فاصلهء زمانى وجود دارد ، وقتى جزء آخر تحقّق پيدا كرد ، مركّبْ تحقّق پيدا مىكند و كسى نيامده وقوع جزء اخير را در ظرف خودش - كه آخر نهار است - كاشف از اين قرار دهد كه مركّب در اوّل نهار - كه ظرف جزء اوّل است - تحقّق پيدا كرده است بلكه در باب مركّب ، وقتى جزء اخير تحقّق پيدا كرد ، از همان لحظه ، مركّب تحقّق پيدا كرده است . حال‌آنكه مرحوم نائينى كه شرايط مأمور به را به اجزاء مركّب تشبيه مىكند لازمه‌اش اين است كه وقتى غسل شب تحقّق پيدا كرد ، از همان لحظه روزهء روز گذشته اتّصاف به صحت پيدا مىكند . كجاى اين مسئله ، مسألهء شرط متأخّر است ؟ شرط متأخّرى كه محلّ نزاع است اين است كه شرط ، وجود متأخّرش ، كاشف از اين باشد كه مشروط در ظرف خودش به‌صورت صحيح واقع شده است و ما اين را نمىدانستيم و شرط به‌عنوان كاشف از آن است . اشكال دليل دوّم : دليل دوّم ايشان اين بود كه حقيقت شرطيت به يك اضافه برگشت مىكند . به‌نظر ما اين دليل متناقض با دليل اوّل ايشان است . چون لازمهء دليل اوّل اين است كه بعد از تحقّق شرط ، صحت پيدا شود ، امّا اين دليل اقتضا مىكند كه بين تحقّق شرط و پيدا شدن صحت ملازمه‌اى نيست ، زيرا اضافه - همان‌طور كه مرحوم آخوند و مرحوم عراقى فرمودند - داراى دامنهء وسيعى است و ممكن است مضاف آن الآن تحقّق داشته باشد ولى مضاف اليه آن بعداً محقّق شود .