1 - فرق بين قضيهء حقيقيه و قضيهء خارجيه
قضيهء خارجيه عبارت از قضيهء شخصيهء جزئيه خارجيه است . مثل اينكه مولايى به عبد خاصّ خود بگويد : « يا زيد افعل كذا » . اين قضيه ، خارجيه است چون متعرض بيان حكم در ارتباط با يك موضوع جزئى شخصى خارجى است . « 1 » قضيهء حقيقيه عبارت از قضيهاى است كه حكم روى عناوين كلّيه بار شده است و انطباق عناوين كلّيه بر مصاديقش يك مسألهء قهرى و واقعى است « 2 » و لازم نيست يكايك آن مصاديق مورد ملاحظه واقع شوند . مثلًا وقتى مىگويد : « أكرم كلّ عالم » ، حكم روى نفس عنوان عالم رفته و هركس مصداق اين عنوان باشد ، حكم بر او منطبق مىشود . البته مثالى كه ما مطرح مىكنيم ، مربوط به متعلّق تكليف است ولى در اينجا خواستيم قضيهء حقيقيه را توضيح دهيم . مرحوم نائينى مىفرمايد : بين قضيهء حقيقيه و قضيهء خارجيه تفاوتهاى زيادى وجود دارد ، يكى از تفاوتهاى مهم اين است كه در قضيهء شخصيه ، علم آمر نقش دارد ، اگرچه گاهى اين علم مخالف با واقع باشد ولى بالاخره علم اوست كه اين خطاب شخصى را درست مىكند . وقتى انسان به فرزندش دستورى مىدهد ، عقيده دارد كه اين فرزند قادر به انجام اين كار خواهد بود و الّا معنا نداشت كه امرى از ناحيهء او بهصورت شخصى و جزئى تحقّق پيدا كند . و يا در آن مثال سابق ، وقتى مولا مىخواهد عالم اكرام شود و مىگويد : « أكرم زيداً » علم مولا به اين كه زيد عالم است ، مدخليت دارد در اينكه شخص زيد را مطرح كرده است ، هرچند ممكن است زيد بهحسب واقع عالم نباشد . ولى در قضاياى حقيقيه ، علم آمر نقشى ندارد . وقتى مولا
هامش
( 1 ) - البته مقصود از شخصى خارجى اين نيست كه حتماً بايد فرد باشد ، بلكه اگر افراد خارجيهاى هم موضوع براى قضيه قرار گيرند - مثل اينكه بگويد : « أيّها المجتمعون في هذا المجلس . . . » - ظاهراً بهنظر ايشان عنوان قضيهء خارجيه تحقّق دارد ، اگرچه در كلام ايشان تعبير به « شخصيهء جزئيهء خارجيه » شده است كه شامل افراد خارجيه - با عنوان اجتماع - نمىشود .
( 2 ) - و اين انطباق چهبسا مورد نظر مولا نباشد و مولا به مصداقيت بعضى از افراد توجه نداشته باشد .