تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
استطاعتى كه شرط وجوب حج است ، استطاعتى است كه روز هشتم ذىحجّه حاصل شود ؟ » هيچ فقيهى نمىتواند ملتزم به چنين چيزى شود ، چون استطاعت روز هشتم ذىحجّه نمىتواند انسان را به مكّه برساند . بنابراين اينان چاره‌اى ندارند جز اينكه بگويند : « استطاعت الآن ، با وجود خارجىاش ، شرطيت دارد براى وجوب حج در موسم خودش » . پس بنا بر قول به انكار واجب معلّق ، ما توانستيم در شرعيات مثالى براى شرط متقدّم بر مشروط پيدا كنيم . البته همان‌طور كه گفتيم : « اين مثال بنا بر مبناى انكار واجب معلّق است » . امّا كسانى - چون مرحوم آخوند و مشهور - كه واجب معلّق را پذيرفته‌اند مىگويند : « الآن كه مستطيع مىشود ، حج براى او واجب مىشود و بين شرط و مشروط مقارنت وجود دارد و زمان به عنوان قيد براى واجب است » . ممكن است كسى بگويد : كه اگر ما واجب معلّق را انكار كرديم و گفتيم : « استطاعتى كه مثلًا دو ماه قبل از موسم حج حاصل شده ، شرط است براى وجوب حج در موسم حج » در اين صورت ، اشكالى مطرح مىشود و آن اين است كه : استطاعت ، حدوثش به تنهايى براى وجوب حج كفايت نمىكند بلكه بايد اين استطاعت تا زمان حج باقى باشد . به‌عبارت ديگر : ما در باب شرط متقدّم ، در جاهايى كه قاعدهء عقليه انخرام پيدا مىكرد ، موردش را بايد جايى فرض كنيم كه شرط متقدّمْ وجود پيدا كرده و منعدم شود ، امّا اگر تا زمان مشروط باقى ماند ، ديگر آن را شرط متقدّم نمىنامند بلكه چنين شرطى شرط مقارن خواهد بود ، چون بقاء اين شرط دخالت در مشروط دارد و بقايش مقارن با مشروط است ، چون ما در مورد شرط مقارن گفتيم : شرط مقارن ، معنايش اين است كه وجود شرط با حدوث مشروط مقارن باشد خواه وجود شرط هم در همان زمان حادث شده باشد يا قبلًا حادث شده و تا زمان مشروط باقى مانده باشد . حاصل اشكال اين كه در مسألهء استطاعت و حج ، اگر استطاعتى كه قبل از موسم حاصل شده تا زمان حج باقى نماند ، حج هم واجب نخواهد بود و اگر باقى بماند ديگر شرط متقدّم نيست بلكه شرط مقارن است .