باشد . بنابراين در اينجا توانستهايم مشروطى را به نام حكم تصوّر كنيم كه شرط آن عبارت از وجود خارجى يك چيز است . در نتيجه اگر ما تكليف را بهمعناى انشاء و صدور حكم از جانب مولا بدانيم ، جز مراحل نفسانى چيز ديگرى در آن نقش ندارد . امّا در شرعيات ، شرايط تكليف اينگونه نيست . وقتى مولا دو ساعت به غروب آفتاب مىگويد : « إذا جاء وقت غروب الشمس يجب عليك صلاة المغرب و العشاء » ، چه چيز در وجوب صلاة مغرب و عشاء نقش دارد ؟ اگر وجود ذهنى غروب شمس نقش دارد ، وجود ذهنى قبل از تحقّق غروب هم حاصل است ، پس چرا قبل از تحقّق غروب ، نماز مغرب و عشاء واجب نيست ؟ آنچه در حكم - بهمعناى اسم مصدرى - و در فعليت وجوب نماز مغرب و عشاء نقش دارد اين است كه غروب شمس در خارج تحقّق پيدا كند . آيا براى شرط متأخّر و متقدّم مىتوان در شرعيات مثالى پيدا كرد ؟ ما در دورهء قبل گفتيم : در شرعيات مثالى براى شرط متأخّر و متقدّم وجود ندارد ولى پس از تأمّل بيشتر بهنظر مىرسد كه بنا بر يك مبنا بتوان مثالى براى آن مطرح كرد . حال فرض مىكنيم در شرعيات مثالى براى آن نداشته باشيم و در مثال « إن جاءك زيد فأكرمه » نيز مجىء زيد را شرط مقارن براى فعليت وجوب اكرام - بهمعناى اسم مصدرى - بدانيم و بگوييم : تا وقتى مجىء زيد تحقّق پيدا نكرده ، وجوب اكرام - بهمعناى اسم مصدرى - تحقّق و فعليت ندارد و بهمجرّداينكه مجىء زيد تحقّق پيدا كرد ، همان لحظه ، وجوب اكرام هم تحقّق پيدا مىكند . همانطور كه مسألهء تحقّق وقت غروب شمس در خارج با وجوب صلاة مغرب و عشاء مقارنت زمانى دارد . امّا اگر مولا بگويد : « إن جاءك زيدٌ فأكرمه بعد ساعتين » ، يعنى دو ساعت بعد از مجىء زيد در خارج ، وجوب اكرام مىآيد . در اينجا شرط تكليف ، متقدّم بر تكليف مىشود و نمىتوان آن را به وادى وجود ذهنى برد ، چون آن مجىء زيد كه دو ساعت بعد از آن مسألهء وجوب اكرام مىآيد ، عبارت از مجىء زيد در خارج است نه آن مجىء كه در ذهن مولاست » .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٦١