مبدأ اراده ندارد ، بلكه تصديق به آن فايده نقش دارد و تصديق مربوط به نفس انسان است . تصوّر و تصديق ، علم مىباشند و علم مربوط به نفس است . العلم إن كان إذعاناً للنسبة فتصديق و إلّا فتصوّر . ساير مبادى اراده - مثل عزم و جزم - و حتى خود اراده نيز مربوط به نفس انسان است و واقعيت خارجى آن بعد از تحقّق اراده مىباشد . « 1 » مرحوم آخوند مىفرمايد : مسألهء شرطيت تكليف هم مانند مسألهء افعال اختياريه است . چون تكليف ، عمل اختيارى مولاست . بنابراين تمام خصوصياتى كه در اعمال اختياريه مطرح است ، در تكليف نيز مطرح خواهد بود . عمل اختيارى نياز به اراده دارد ، تكليف هم اراده مىخواهد . همانطور كه در ساير افعال اختياريهء مولا ، واقعيت خارجى مربوط به خود فعل است و مقدّمات ديگرش - مثل اراده و مبادى اراده - مربوط به نفس مولاست ، در تكليف هم همينطور است . مولا وقتى به عبد خود مىگويد : « يجب عليك أن تسافر غداً » ، واقعيت خارجى اين حكم مربوط به نفس مولا است . مولا ، صدور مسافرت فردا توسط عبد را تصوّر كرده و فايدهء آن را مورد تصديق قرار داده است و چيزى را كه شرطيت براى تكليف دارد ، ملاحظه كرده است . نكتهء اصلى كه در كلام امام خمينى رحمه الله نيز مطرح شده اين است كه مولا مىداند كه مكلّف بايد در ظرف امتثال ،
هامش
( 1 ) - يادآورى : مرحوم آخوند در ارتباط با واقعيت اراده مطالبى را مطرح كرده كه بهنظر ما داراى مناقشه است و ما در مباحث مربوط به طلب و اراده [ جلد سوّم همين كتاب ] آنها را بهطور مبسوط مورد نقد و بررسى قرار داديم ولى آن مطالب دخالتى در ما نحن فيه ندارد و ضرورتى هم ندارد كه ما آن مطالب را در اينجا مطرح كنيم . و همانطور كه ما در آنجا گفتيم : اراده ، چيزى است كه وجود پيدا مىكند و وجودش به خلّاقيت نفس انسانى است ، يعنى خداوند متعال پرتويى از خلّاقيت را به نفس انسانى عنايت كرده كه آن عبارت از اراده است . همانطور كه وجود ذهنى يك واقعيت نفسانى است و علّت موجده مىخواهد و نفس انسانى آن را ايجاد كرده است . خداوند به ما اين قدرت را داده كه مىتوانيم در ذهن خودمان موجود ذهنى را ايجاد كنيم ، لذا خالق اين وجود ما هستيم ولى با عنايت و فضل پروردگار . در اينجا هم خداوند به نفس ما عنايتى كرده كه پس از تحقّق مقدّمات اراده ، مىتواند اراده را خلق كند .