داشته باشد . اگر مولا به عبدش گفت : « بر تو لازم است فردا به مسافرت به روى » ، قدرتى كه عقلًا در توجه اين تكليف اعتبار دارد ، اين نيست كه الآن قدرت بر مسافرت داشته باشد بلكه در ظرف امتثال بايد قدرت بر امتثال داشته باشد . در اينجا تكليف به مسافرت ، الآن تحقّق دارد ، زيرا مولا براى اين تكليف ، شرطى - مثل « إن جاءك زيدٌ » و امثال آن - مطرح نكرده است ، بلكه همينالان مىگويد : « يجب عليك أن تسافر غداً » .
بنابراين تكليف به مسافرت ، همينالان فعليت پيدا مىكند . امّا يكى از شرايط عامهء اين تكليف ، اين است كه عبد در فردا قدرت بر سفر داشته باشد درحالىكه چنين قدرتى الآن وجود ندارد ، چون هنوز فردايى نيامده است تا قدرت بر سفر در آن تحقّق داشته باشد . هنوز زمان آينده نيامده است ، چگونه مىتواند قدرت مضاف به زمان آينده ، اكنون تحقّق داشته باشد ؟ بنابراين ما ناچاريم بگوييم : در اينجا مشروط - يعنى تكليف - الآن تحقّق دارد ولى شرط آن متأخّر است . همانطور كه قبلًا گفتيم ، مرحوم آخوند راه حلّى را مطرح كرده كه مورد قبول حضرت امام خمينى رحمه الله نيز قرار گرفته است . البته كلام مرحوم آخوند قدرى موجز است و نياز به توضيح دارد . ايشان مىفرمايد : افعال اختياريه كه از فاعل مختار صادر مىشود ، چون ارادى است ، مسبوق به اراده است و اراده هم داراى مبادى و مقدّماتى است ، از جملهء مبادئ ، تصوّر شىء مراد ، تصديق به فايدهء آن و . . . است . در مورد تصديق به فايده بايد توجه داشت كه ما كارى به فايدهء واقعى شىء نداريم ، چهبسا چيزى داراى يك فايدهء واقعى باشد ولى فاعل به آن فايده نرسيده تا آن را تصديق كند و چهبسا چيزى داراى ضرر واقعى است ولى اين فاعل عقيده به منفعت آن پيدا كرده است . آنچه در ارتباط با « تصديق به فايده » نقش دارد و بهعنوان يكى از مقدّمات اراده مطرح است اعتقاد فاعل به منفعت آن است خواه در واقع آن منفعت وجود داشته باشد يا نه . تصوّر شىء مراد و تصديق به فايدهء آن ، مربوط به نفس انسان است . درست است كه فايدهاى كه مورد تصديق قرار مىگيرد ، بر وجود خارجى مترتّب است ولى فايدهاى كه بر وجود خارجى مترتّب است نقشى در
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٥٧