تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
تعلّق علم به امور گذشته كه ديگر بحثى ندارد . اين همه حوادث كه در گذشته واقع شده و الآن اثرى از آنها نيست ولى درعين‌حال براى انسان معلوم است . درحالىكه علم انسان ، فعليت دارد ولى معلوم آن گذشته است . خلاصهء فرمايش مرحوم عراقى اين است كه وقتى مسألهء شرطيت ، به اضافه رجوع كرد ، مشكل شرط متقدّم و شرط متأخّر حل مىشود ، زيرا اضافه ، به مضاف و مضاف اليه نياز دارد ولى لازم نيست كه مضاف اليه آن مقارن باشد بلكه گاهى مقارن ، گاهى متقدّم و گاهى متأخّر است . و وقتى اين معنا را بتوانيم در تكوينيات به اين صورت حل كنيم ، در مسائل شرعيه كه از امور اعتباريه است به طريق اولى حل مىكنيم . « 1 » رحمه الله امام خمينى رحمه الله خطاب به مرحوم عراقى مىفرمايد : شما در مسألهء شرط متقدّم و مقارن ، قاعده‌اى عقلى در ارتباط با علت و معلول مطرح كرده و تلاش كرديد كه با اين قاعده برخوردى پيش نيايد . آن قاعدهء عقلى اين بود كه « علت - به جميع اجزائش - تقدّم رتبى بر معلول دارد . امّا ازنظر زمان ، مقارنت زمانى با معلول دارد » . ولى ما در فلسفه يك قاعدهء عقلى مسلّم ديگرى هم داريم كه از آن به « قاعدهء فرعيت » تعبير مىكنند و آن اين است كه « ثبوت شىء لشيء فرع ثبوت المثبت له » « 2 » يعنى در قضاياى موجبه ، اثبات محمول براى موضوع ، فرع ثبوت موضوع و وجود موضوع است . در قضيّهء موجبهء « زيد قائم » نمىتوان قيام را براى زيد ثابت كرد درحالىكه زيد وجود نداشته باشد . بله ، در قضيهء سالبهء محصّله گفته‌اند : سالبهء محصّله ، با انتفاء موضوع هم سازگار است . قضيّهء « ليس زيد بقائم » هم مىسازد با اينكه زيد باشد و قائم نباشد و
هامش
( 1 ) - نهاية الأفكار ، ج 1 ، ص 279 - 286 ( 2 ) - بداية الحكمة ، ص 20