بلكه اين اشكال در همهء معاملات جريان پيدا مىكند ، چون ايجاب لفظى بوده كه وجود پيدا كرده و معدوم شده و زمانى كه قبول واقع مىشود اثرى از ايجاب نيست .
حلّ اشكال
با توجه به اينكه قاعدهء عقليه قابل انخرام و تخصيص نيست ، بزرگان علم اصول درصدد حلّ اين مشكل برآمده و راه حلهايى را مطرح كردهاند كه در ذيل به بررسى آنها مىپردازيم :
1 - راه حلّ محقّق عراقى رحمه الله
مرحوم عراقى با اين اشكال بهصورت يك اشكال غامض برخورد نكرده و خيلى به سادگى خواستهاند مسئله را حل كنند . ايشان فرموده است : اوّلًا : در مسائل شرعى ، ما از همان اوّل مىتوانيم خيال خودمان را راحت كرده و بگوييم : « مسائل شرعى ، امور اعتبارى است و ربطى به قاعدهء عقليه ندارد . قاعدهء عقليه مربوط به واقعيات و تكوينيات است . مربوط به جايى است كه تأثير و تأثّر واقعى وجود داشته باشد ، امّا در باب اعتباريات ، وقتى شما مىگوييد : « البيع سبب للملكيّة » ، اين سببيت ، سببيت تكوينيه نيست مسبّب آنهم تكوينى نيست . ملكيت ، سببيت و شرطيت از امور اعتبارى مىباشند . وقتى شما مىگوييد : « غسل شب آينده ، دخالت در صحت صوم روز گذشته دارد » خيال مىكنيد اين صحت صوم ، يك واقعيت است درحالىكه صحت ، يك حكم وضعى شرعى است و همانطور كه احكام تكليفيه شرعيه امور اعتبارى هستند ، احكام وضعيه شرعيه هم امور اعتبارى مىباشند . حتى در جايى كه خود شارع تصريح به سببيت كند و مثلًا بگويد : « اتلاف مال غير ، سبب ضمان