تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
اگرچه دنبال حصّه ، كلمهء « خاصّه » و « صاحب مزيت » را هم نياوريم . ولى درعين‌حال در اينجا ما عنوان « خاصّه » را به دنبال « حصّه » مطرح مىكنيم . آيا خصوصيت آن حصّهء خاصّه از نار چيست كه سبب شده تا آن حصّهء خاصّه از حصص ديگر امتياز پيدا كرده و بتواند در احراق مؤثّر باشد ؟ مرحوم عراقى مىفرمايد : آن خصوصيت عبارت از اضافه و نسبتى است كه بين نار و خصوصيات معتبر در جسم وجود دارد . آن خصوصيات ، عبارت از مجاور بودن آن جسم با نار و عدم رطوبت آن جسم و - درحقيقت - استعداد و قابليت جسم براى تحقّق احراق است . ما وقتى اين نار را با نارهاى ديگر كه فاقد اين اضافه و خصوصيت هستند ملاحظه مىكنيم مىبينيم كه ويژگى اين حصّه در ثبوت همين اضافه است . پس ما بايد در ارتباط با اين اضافه بحث كنيم . آيا يك شىء مىتواند هم به يك امر مقارن و فعلى اضافه داشته باشد و هم به يك امر استقبالى ؟ آيا مىتواند هم به يك امر مقارن اضافه داشته باشد و هم به امرى كه در گذشته تحقّق يافته و منعدم شده اضافه داشته باشد ؟ مرحوم عراقى مىفرمايد : يكى از خصوصيات اضافه اين است كه مىتواند يك طرف آن فعليت داشته باشد و طرف ديگر آن امر استقبالى يا امرى باشد كه در گذشته تحقّق پيدا كرده و منعدم شده است . براى توضيح كلام ايشان لازم است مثالى مطرح كنيم : علم ، امرى ذات الاضافه است . يك اضافه به نفس انسان و يك اضافه به معلوم دارد . در اين امر اضافى شرط نيست كه معلوم انسان هميشه فعليت داشته باشد ، بلكه اگر امر استقبالى هم باشد مانعى ندارد . مثلًا ما الآن علم داريم كه فردا دوشنبه است درحالىكه فردا يك امر استقبالى است و بعداً تحقّق پيدا مىكند . در اينجا علم ما فعليت دارد ولى معلوم آن فعليت ندارد و مربوط به زمان آينده است . و يا انسان گاهى از طريقى علم پيدا مىكند كه مثلًا فلان حادثه در يك ماه ديگر تحقّق پيدا مىكند ، در اينجا كسى نمىتواند مناقشه كند و بگويد : « علم انسان نمىتواند به آينده تعلّق بگيرد » .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 252 | الشيخ فاضل اللنكراني