تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بيان مطلب : تمام مبناى عقل در باب استحاله ، بر مسألهء اجتماع نقيضين و ارتفاع نقيضين دور مىزند . و بنا بر احتمال دوّم ، معناى مقدّمهء عاديه اين مىشود كه ما اگر به عقل مراجعه كنيم و بگوييم : « آيا تحقّق اين ذى المقدّمه بدون اين مقدّمه استحالهء ذاتى دارد ؟ » عقل در جواب بگويد : « نه » . مثلًا به عقل مىگوييم : « آيا بالا رفتن از ارتفاع صدمترى بدون نصب نردبان استحالهء ذاتى و عقلى دارد ؟ جواب مىدهد : « خير ، چون ممكن است از راه طيران حاصل شود . و پيدا شدن حالت طيران براى انسان امكان ذاتى دارد و امر محال و مستلزم اجتماع نقيضين يا ارتفاع نقيضين نيست » . امّا درعين‌حال ، امتناع وقوعى دارد ، امتناع عادى دارد ، يعنى عادتاً محال است كه انسانى بتواند نسبت به صد متر پرش و طيران داشته باشد . « 1 » در اينجا ما بايد ببينيم آيا مقصود از « ما استحيل واقعاً وجود ذى المقدّمه بدونها » - كه مرحوم آخوند در تعريف مقدّمهء عقليه بيان فرمود - چيست ؟ آيا خصوص استحالهء ذاتى اراده شده است يا اعم از استحالهء ذاتى و استحالهء وقوعى ؟ اگر خصوص استحالهء ذاتى باشد ، مقدّمهء عادى - بنا بر احتمال دوّم - برگشت به مقدّمهء عقلى نمىكند ولى اگر اعم از استحالهء ذاتى و وقوعى اراده شده باشد ، مقدّمهء عادى - بنا بر احتمال دوّم هم - برگشت به مقدّمهء عقلى مىكند ، زيرا طيران يك انسان به‌صورت پرنده ، اگرچه استحالهء ذاتى ندارد ولى استحالهء وقوعى دارد و عنوان « ما استحيل واقعاً وجود ذى المقدّمه بدونها » تحقّق پيدا مىكند . ظاهر اين است كه مراد از « ما استحيل . . . » اعم از استحالهء ذاتى و وقوعى است . در نتيجه در مقدّمهء عاديه دو احتمال وجود دارد . احتمال اوّل ازنظر تصوير درست است و مغايرت آن‌هم با مقدّمهء عقليه روشن است ولى بدون اشكال در محلّ نزاع در باب مقدّمهء واجب داخل نيست . امّا احتمال دوّم موضوعاً بازگشت به مقدّمهء عقليه مىكند و مغاير با مقدّمهء عقلى نيست .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 143 و 144