تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
در ارتباط با اينكه آيا مقدّمهء عاديه چيست ؟ دو احتمال وجود دارد : احتمال اوّل : مقصود از مقدّمهء عاديه چيزى باشد كه ذى المقدّمه - به‌حسب واقع - هيچ‌گونه توقفى برآن ندارد بلكه نه تنها امكان ذاتى بلكه امكان وقوعى هم دارد كه ذى المقدّمه بدون آن تحقّق پيدا كند . ولى عادت جارى شده كه از راه اين مقدّمه ، به ذى المقدّمه دسترسى پيدا مىشود . مثلًا اگر انسان بخواهد از يك ارتفاع يك‌مترى بالا برود ، به‌حسب واقع توقّف بر نردبان ندارد و بدون نردبان هم مىتواند در خارج تحقّق پيدا كند ولى عادت جارىشده بر اينكه مردم به همين ارتفاع يك‌مترى از طريق دو يا سه پله مىرسند . پس اگر ما گفتيم : « رسيدن به ارتفاع يك مترى ، مقدّمه‌اش عبارت از سه پله است » معنايش اين نيست كه رسيدن به اين ارتفاع بدون اين پله‌ها امكان ندارد بلكه معنايش اين است كه چنين چيزى امكان دارد ولى عادت جارى شده كه براى سهولت امر ، به همين ارتفاع كم از طريق دو يا سه پله دسترسى پيدا مىكنند . مرحوم آخوند مىفرمايد : « اگر مقدّمهء عاديه را اين‌گونه تصوير كنيم ، مقدّمهء عاديه ، مقابل مقدّمهء عقليه قرار خواهد گرفت و در اين صورت ، ربطى به بحث ما پيدا نمىكند ، زيرا در بحث مقدّمهء واجب اوّلًا : موضوع بحث عبارت از مسألهء ملازمه است و ثانياً : حاكم به ملازمه - برفرض وجود آن - عبارت از عقل است و بديهى است كه عقل در اينجا چنين حكمى ندارد . عقل روى چه جهتى در اينجا حكم به ملازمه بنمايد ؟ در صورت قبول ملازمه ، عقل در صورتى حكم به ملازمه مىكند كه تحقّق ذى المقدّمه متوقّف بر مقدّمه باشد و وجود ذى المقدّمه بدون مقدّمه استحاله داشته باشد در حالى كه در اينجا استحاله‌اى در كار نيست و حتى خود عرف هم مسألهء استحاله را مطرح نمىكند . بنابراين اگرچه اين احتمال از نظر تصوير صحيح است و در اين صورت مقدّمهء عاديه مقابل مقدّمهء عقليه است ولى اين تصوير به درد بحث ما نمىخورد . احتمال دوّم : معناى مقدّمهء عاديه اين باشد كه ازنظر عقل ، تحقّق ذى المقدّمه بدون آن مقدّمه محال نباشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 237 | الشيخ فاضل اللنكراني