: اشكال اوّل : برفرض كه ما اين حرفها را بپذيريم ولى تفصيلى كه در اين زمينه مطرح شده است نمىتواند بهعنوان نتيجهء اين حرفها باشد . معناى تفصيل در مقدّمهء خارجيه اين است كه مقدّميت در هر دو طرف تفصيل محفوظ بماند ولى يكى از آنها داخل در محلّ نزاع و ديگرى خارج از محلّ نزاع باشد . اگر از مرحوم آخوند - كه در ارتباط با مقدّمات داخليه تفصيل دادند - نسبت به مقدّميت هريك از طرفين سؤال مىشد ، جواب مىداد : « هم مقدّمات داخليه عنوان مقدّميت دارند و هم مقدّمات خارجيه ، ولى مقدّمات داخليه - به جهت لزوم اجتماع مثلين - خارج از محلّ نزاع هستند امّا مقدّمات خارجيه داخل در محلّ نزاع هستند ، چون محذور اجتماع مثلين در مورد آنها پيش نمىآيد » . درحالىكه نتيجهء تفصيل در نظريهء چهارم اين است كه علت تامّه اصلًا مقدّميت ندارد بلكه خودش بهعنوان ذى المقدّمه و مأمور به است و همان چيزى است كه ارادهء فاعلى به آن تعلّق مىگيرد . يعنى حتى اگر مولا هم امر به احراق كند ، معناى آن القاء در نار است . در نتيجه اين قول بهعنوان تفصيل در مورد مقدّمهء خارجيه نيست . يعنى اگر از ايشان سؤال شود : « مقدّمهء خارجيه كدام است ؟ » ، جواب مىدهد : « اجزاء علت تامّه » .
مىگوييم : پس خود علت تامّه را چه مىگوييد ؟ پاسخ مىدهد : « علت تامّه ، خود ذى المقدّمه و مأمور به است و وجوب نفسى دارد » . پس بهنظر ايشان ، علت تامّه از دايرهء مقدّميت خارج است نه اينكه تفصيل در مقدّمات خارجيه داده باشند . ايشان مىفرمود :
« آنچه عنوان مقدّمهء خارجيه دارد ، داخل در محلّ بحث است » . ولى در كنار آن مىگويد : « خيال نكنيد كه علت تامّه مثل اجزاء علت تامّه است ، بلكه علت تامّه ، عنوان مقدّميت ندارد و خارج از محلّ بحث است » . اشكال دوّم : اين بيان ايشان داراى يك جواب نقضى و يك جواب حلّى است . 1 - جواب نقضى : ايشان مىگويد : « علت تامّه ، مقدّمه نيست چون معلول خارج از
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 229
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٢٩