وقتى مراد ، تعدّد پيدا كرد ، اراده هم متعدّد مىشود . ولى در نفس انسانى - چون يكى از مظاهر بزرگ خلّاقيت پروردگار است - آنقدر اين معانى با سرعت ، مراحل خودش را طى مىكند كه چهبسا انسان توجهى به تعدّد آنها ندارد و خيال مىكند ارادهء واحدى به همهء اينها تعلّق گرفته است ، درحالىكه همانطور كه مراد متعدّد است ، اراده هم - به حسب واقع - تعدّد دارد ، يعنى يكايك اينها تصوّر شده و فايدهء آنها مورد تصديق قرار گرفته و مورد عزم و جزم و اراده واقع شده است . در نتيجه ، شخصى كه غافل از مواد و اجزاء مسجد است ولى ارادهاش تعلّق به بناى مسجد گرفت ، اين اراده ، ارادهء كاملى است . و زمانى كه براى تهيهء اجزاء مراجعه مىكند ، نسبت به هريك از آنها نيز ارادهء مستقلى با مبادى خودش مطرح است . نكتهء ديگرى كه بايد به آن توجه شود اين است كه مسجد هم مقدّمات داخليه و اجزاء دارد و هم مقدّمات خارجيه . مثلًا مواد ساختمانى و مصالح ، مقدّمات داخليه و استيجار بنّا و كارگر و طراح و . . . مقدّمات خارجيهء مسجد مىباشند و در ماهيت تركيب صناعى مسجد دخالت ندارند . امّا ازنظر تعلّق اراده ، فرقى بين ارادهء متعلّق به اجزاء و ارادهء متعلّق به مقدّمات خارجيه وجود ندارد . بنابراين در مورد مركّبات صناعى با اينكه عنوان مسجد فقط يك عنوان است نه يك امرِ مسبّب از ساختمان . امّا در ارادهء فاعلى فرق است بين ارادهاى كه متعلّق به نفس اين عنوان شده و بين ارادههاى متعدّدى كه هركدام به تهيهء يك جزء تعلّق گرفته است . همانطور كه ارادههايى به مقدّمات خارجيه تعلّق گرفته است . پس از بيان مقدّمهء فوق ، مىگوييم : در جايى كه مولا عبدش را مأمور به ساختن مسجد مىكند يا مثلًا شارع امر به ساختن مسجدى بنمايد ، اينجا هم مسألهء مقدّميت اين مواد و مصالح مطرح است و هم مسألهء اينكه اين مقدّمات داخل در محلّ نزاع هستند . دليل بر مقدّميت اجزاء اين است كه اوّلًا : اراده ، متعدّد است و ثانياً : گاهى هنگام تعلّق اراده به بناء مسجد ، اين مواد
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٢٠